صفحه اول | آشنایی | ارسال بفرمایید | يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت : ۱۰:۰۶:۰۹
 
 
 
دو ضلع فراموش شده مثلث نقد فرهنگی از نگاه وحید جلیلی
«Sims»؛ یک بازی استراتژیک در راستای هژمونی فرهنگی
سود فیلم 300 بیش از سود یکساله ایران خودرو بوده است
امام صادق (ع) و مدرنیته
مهدی نصیری / ارزیابی انتقادی مسأله «پیشرفت غرب» و «عقبماندگی شرق و جهان اسلام»

آیا بین امام صادق (علیهالسلام) و مدرنیته نسبتی وجود دارد؟ آیا امام صادق (علیه‎السلام) و تعالیم و شاگردان آن امام همام در شکل‎گیری علوم مدرن نقشی داشتهاند؟ آیا جابر بن حیان را که مشهور است از شاگردان آن حضرت بوده است باید یکی از ریشه‎‎های تاریخی مدرنیته و علم مدرن دانست؟ آیا اگر امام صادق (علیهالسلام) و یا دیگر امامان شیعه (علیهمالسلام) مبسوط الید میشدند و حکومت را به دست میگرفتند، بنیانگذار علوم و تمدنی از نوع مدرن آن میشدند؟ آیا تمدن مهدوی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) تداوم تمدن مدرن در علم و تکنولوژی با حذف جنبه‎‎های فرهنگی و اخلاقی منفی مدرنیته است؟

حقیقت این است که بیش از یک قرن است که صورت مسألهای غلط با عنوان پیشرفت غرب و عقب‎ماندگی شرق و جهان اسلام، چنان ما را در چنبره خود گرفتار کرده است که حتی این روزها که سپیده دم افول و فروپاشی دنیای مدرن آشکار شده است و صدای خرد شدن استخوان‎‎های غرب پیشرفته در همه عرصهها قابل شنیده شدن است، باز همچنان حول و حوش آن به قلمفرسایی و سخنرانی و... مشغولیم و خوف آن میرود روزی که خبر فروپاشی بلوک غرب مانند آنچه درباره بلوک شرق رخ داد، توسط رسانه‎‎های داخلی و خارجی اعلام میشود، فیالمثل مهمترین رویداد داخلی ما خبر برگزاری کنفرانسی داخلی یا بینالمللی در دانشگاه و یا حوزه و یا ترکیبی از نخبگان این دو در تهران و یا قم! با موضوع بررسی علل پیشرفت غرب و عقبماندگی شرق و کشورهای مسلمان و راههای جبران این عقبماندگی باشد!

راستی اینهمه عقب‎ماندگی از واقعیات مشهود عالم برای نظام و کشوری که خود سهمی به سزا در کلافه کردن نظام سلطه مدرن و تسریع در فروپاشی سیاسی و تمدنی آن داشته است، زیبنده است؟
حقیقت این است که از افتخارات آیین اسلام و تشیع و حتی برخی دیگر از تمدن‎‎های شرقی این است که هیچ سهمی در ظهور مدرنیته و علوم و تکنولوژی‎‎های مدرن نداشتهاند و این تمدن بحران زده و بحرانزا محصول الحاد و خود بنیادی معرفتی و اعتقادی غربی‎‎های بریده از تعالیم وحیانی و آسمانی، و مستغرق در اندیشه‎‎های اومانیستی و ساخته و پرداخته بشر بریده از وحی و دین است.

نه تنها در آثار امام صادق (علیهالسلام) و بلکه اساسا در آموزه‎‎های قران و اهلبیت (علیهمالسلام) نشانی از تأیید و یا توصیه به مبادی و مبانی مدرنیته و علوم و ساختارها و ابزارهای مدرن نیست، بلکه بر عکس مملو از ادله و شواهدی صریح و غیر صریح در رد و تخطئه آن است و آنچه ما را ظرف یک قرن اخیر از این آموزهها غافل کرده است و بدتر آنکه به متمسک شدن به استناداتی سست و ضعیف و تحریف شده به نام دین در تأیید مدرنیته واداشته است، هیمنه و چشمپرکنی مدرنیته و تأثیرپذیری همگان از انگاره سازی‎‎های مدرن در نظام و تعلیم و تربیت جدید و رسانه‎‎های مدرن بوده است.

برخی از تلاش‎‎های مستشرقان و مشخصا کتابی با عنوان «مغز متفکر جهان شیعه» با ترجمه ذبیح‎الله منصوری که در کتابخانه بسیاری از شیعیان اهل مطالعه و نظر یافت میشود، در القای این نظر که امام صادق (علیهالسلام) از طریق یکی از شاگردانشان به نام جابر بن حیان در بروز علوم مدرن نقش داشتهاند، بسیار مؤثر بوده است. عنوان یکی از فصول کتاب مذکور ـ که بنا به گفته مترجم تألیف گروهی از مستشرقان اروپایی است ـ این است که «آیا عصر تجدد در علم را امام صادق بهوجود آورد؟»

نویسندگان در سراسر کتاب تلاش دارند ضمن تکریم و تجلیل از امام صادق (علیهالسلام)، او را نهایتا نابغه‎ای دانشمند ـ و نه امامی معصوم و متصل به کانون غیب و علم الهی ـ تصویر کنند که البته تعالیم او در بهوجود آمدن رنسانس علمی غرب هم مؤثر بوده است! بدینترتیب میبینیم این مستشرقین حاضرند با دادن امتیازی خُرد و البته مضحک به شیعه (که همان نبوغ علمی و عالم بودن امام به برخی علوم چون کیمیا و طب است) یک حقیقت بزرگ را که عبارت است از مقام عصمت و اتصال امام به خزانه علم لدنی و الهی انکار کرده و ریشه یک اصل مهم اعتقادی شیعه را زده و نیز یک باطل بزرگ را نیز به کرسی اثبات بنشانند و آن مشروعیت بخشی به رنسانس علمی و تکنیکی غرب با ربط دادن آن با علوم و تعالیم امام صادق (علیهالسلام) و شاگردان او به‎ویژه جابر بن حیان است که ما پیش از این در همین نشریه پنجره و فصلنامه سمات طی مقالهای با عنوان «جابر بن حیان، واقعیت یا افسانه؟»

اثبات کردیم که شخصیتی به نام جابر بن حیان با این عرض و طول، ساخته و پرداخته مستشرقان است و هیچ کتاب رجالی شیعه ـ بهجز کتاب رجالی آیت‎الله خویی و ایشان هم به نقل از جرجی زیدان مستشرق مسیحی ـ نامی از شاگردی از امام صادق (علیهالسلام) به نام جابر بن حیان نبرده است. ضمن آن‎که گفتیم حتی اگر ثابت شود فردی به نام جابر بوده است و او علم کیمیا و یا طب را از امام صادق (علیهالسلام) آموخته است و غربیها از کتب و رساله‎‎های جابر در رنسانس استفاده کردهاند، این دلیلی بر مشروعیت علوم مدرن و مدرنیته نیست؛ چراکه مدرنیته با دستمایه قرار دادن علوم طبیعی سنتی، آنها را از مسیر اصلیشان خارج کرد. و با تغییر غلط در جهت علم آموزی، علوم مدرن را ابداع کرده و در نتیجه منشأ بسیاری از بحران‎‎های موجود شد.
در هر صورت، بحث تجدد و مدرنیته از منظر اسلام و اهل بیت (علیهمالسلام) بحث مفصلی است که از عهده این مقاله خارج است اما در این‎جا ما به دو حدیث از احادیث امام صادق (علیهالسلام) اشاره میکنیم که مشیر و مشعر به نفی مدرنیته است:

۱- در روایت توحید مفضل، امام (علیه‎السلام) به مفضل می‎فرماید:
«فَکرْ یا مُفَضلفیما اُعْطی‎ الْانْسانعلْمَهوَ ما مُنعفَانهاُعْطیجَمیعما فیهصَلاحدینهوَ دُنْیاهفَما فیهصَلاحدینهمَعْرفَه الْخالقو... کذلکاُعْطیما فیهصَلاحدُنیاهکالزراعَه وَ الْفراسوَ اسْتخراجاَلْاَرْضوَ اقْتناء الْاَغْناموَ الْاَنْعاموَ اسْتنْباطالْمیاهوَ مَعْرفَه الْعَقاقیر التییسْتَشْفیبها منضُرُوبالْاَسْقام... وَالَتصُرففی‎ الصناعاتوَ وُجُوهالْمَتاجر وَ الْمَکاسبوَ غَیر ذلکمما یطُولشَرْحُهوَ یکثُرُ تعْدادُهوَ مُنعما سویذلکمما لَیسمنشَأنهوَ لا طاقَتهاَنیعْلَمکعلْمالْغَیب... فَانْظُرْ کیفاُعْطی‎ الْانْسانعلْمجَمیعما یحْتاجالَیهلدینهوَ دُنْیاهوَ حَجَبعَنْهما سویذلکلیعْرفقَدْرَهوَ نَقْصَهوَ کلَا الْاَمْرینفیهصَلاحُه»

«ایمفضل‎، دربارهدانشهاییکه [از جانبخداوند] به‎ انساناعطاء شدهو نیز دربارهدانشهاییکهدر اختیار او گذاشتهنشدهاست، اندیشهکن. بهانسان‎، همهدانشهاییکهمصلحتدینو دنیایشرا تأمینمیکند، اعطاء شدهاست. دانشهایی‎ کهبهصلاحدینانساناست، عبارتاستاز: شناختآفریدگار و... و دانشهاییکهدارایمصلحتدنیاییانساناست، عبارتاستاز: کشاورزی، سوارکاری، استخراجمعادنزمین، دامپروری، حفر قناتو چاه، شناختداروها، صنایع، و انواعتجارتو خرید و فروشو دیگر فنونیکهذکر آنها بهدرازا میانجامد. و همچنینانساناز علومو فنوندیگر [غیر از علومو فنونیاد شده] کهدر شأن‎ او نبودهو یا ظرفیتآنرا نداشتهاست، ممنوعشدهاست، مثلدانشبهغیبو... پسبنگر کهچگونههمهدانشهایمورد نیاز دینیو دنیویبشر [از سویخداوند و انبیایاو] بهاو اعطاء شدهو دستهایاز دانش‎‎ها نیز بهاو دادهنشدهاستتا آدمیاندازهو ناتوانیخود را بشناسد کههر دو امر بهمصلحتاوست

در روایت فوق اولا برخلاف اصول معرفتشناسی مدرن که منشأ علوم را تجربه می‎داند، علوم دینی و دنیوی را اعطایی از جانب خداوند (و البته از طریق انبیاء) به انسانها میداند و نه محصول تجربه شخصی و تدریجی آنها و ثانیا امام (علیهالسلام) تصریح میکنند تمام دانش‎‎های مورد نیاز دین و دنیای بشر، از جانب خداوند به آنان اعطاء شده است و بعضی از دانشها هم که از مدار مصلحت بشری خارج بوده است، به او داده نشده است؛ مانند علم غیب. این سخن امام (علیهالسلام) بدان معناست که همه علومی که لازمه تأسیس تمدنی مطلوب و متناسب با مصالح آدمی بوده است، به انسان داده شده و آنچه از علوم توسط انبیاء به انسان اعطاء نشده است، (از جمله علوم مدرن) خارج از مدار مصلحت و نیاز‎های حقیقی انسانها بوده است. و تلاش‎‎هایی که در دوران مدرن برای رسیدن به علومی جدید افزون بر علوم اعطایی از جانب خداوند به انسان، صورت گرفته است امری خود سرانه و انحرافی از مسیر علمی وحی و انبیاء بوده است و امروز نیز ما نتایج بحرانی علوم مدرن و تکنولوژی‎‎های محصول آن را با همه گوشت و پوستمان حس میکنیم.

۲- «اَوَحَی‎ اللهُ الی‎ نَبیمنالْاَنْبیاء: قُلللْمُؤمنینلا یلْبسوا لباساَعْدائیوَلا یطْعَمُوا مَطاعماَعْدائیو لا یسْلُکوا مَسالکاَعْدائیفَیکونُوا اَعْدائیکما هُماَعْدائی»
«امامصادق‎ (علیهالسلام): خداوند به‎ یکیاز پیامبرانوحی کرد کهبهمؤمنانبگو: جامههایدشمنانمنرا نپوشند، غذاهایآنها را نخورند و شیوههایآنها را [در امور مختلف] بهکار نگیرند که‎ در اینصورتمانند آنان، دشمنمنمیشوند

در بعضیاز کتب‎ رواییکهبهنقلحدیثفوقپرداختهاند، تعابیر دیگریچون «لاتَرْکبُوا مَراکباَعدایی‎» (بر مرکبهای‎ دشمنانمنسوار نشوید)، «لا تَشْرَبُوا مَشارباعدائی» (نوشیدنیهای‎ دشمنانمنرا ننوشید)، «لاتَسْکنُوا مَساکناَعْدائی» (در خانههای‎ دشمنانمنسکونتنکنید)، «لا تَشاکلُوا بماشاکلاَعْدائی» (بهشکل‎ و شمایلدشمنانمندر نیایید) و «لا تَدْخُلُواَ مَداخلاَعْدائی‎» (از ورودگاههای‎ دشمنانمنداخلنشوید)، نیز آمدهاست.

یکی از ادله مهم بر نفی مدرنیته این است که موطن و خاستگاه مدرنیته، غرب ملحد و کافر (و البته شدیدترین نوع کفر که اومانیسم است) بوده است. و لذا اخذ علوم و ابزار و ساختارهای مدرن به معنای تشبه به کفار است که بنا بر مبانی فقه شیعه و سنی حرام است. امام صادق (علیه‎السلام) در روایت فوق به این اصل مهم فقهی اشاره کردهاند و همانگونه که از الفاظ حدیث پیداست تشبه به کفار دامنهای بس وسیع دارد و شامل هر امری اعم از دانش و روش و و منش و ابزار وساز و کاری میشود که مبدع آن کفار بودهاند.

آیتالله‎ شیخابوالحسنشعرانی درباره مفاد اینروایت،توضیحاتی خواندنی دارند. ایشان مینویسد:
عبارت «ولا تَسْلُکوُا مَسالکاَعْدائی» شامل‎ هرگونهمشابهتو همسانیبا کفار میشود. دیدگاهمتفکراناجتماعیمثلابنخلدونو نیز دریافتغریزیاهلورعو تقویکهخطا در آنراهندارد و از هر شعار و کرداریکهمتخذ از کفار استتنفر دارد، مؤید مضموناینحدیثاست. ابنخلدون‎ میگوید: «تشبهبهکفار دلیلضعفو ذلتو زمینهقبولحاکمیتآناناست.» ابنخلدونوقتیدید مردممسلماناندلسرفتارشانمانند مسیحیانشدهاست، پیشبینیکرد کهبهزودیدر زیر سلطهکفار قرار خواهند گرفتو پیشبینیاو بهتحققپیوست. و اما اهلتقوی‎ از هر کسکهبهزیکفار درآید، اجتنابمیکنند و بهاو با دیدهنفرتمانند نفرتاز مرتکبانگناهانکبیره، مینگرند و اینبدانجهتاستکهبا الهامفطریدریافتهاند کهآنها اسبابخواریمسلمینو نشانهسستیحاکمیتدینهستند، و از همینرو اهلورعو پرهیز در مقابلهر چیز نو و جدیدیکهاز سویکفار میآید مقاومتو مخالفتمیکنند اگرچهآن‎‎چیز از جهتینیکو و مفید همباشد؛ چراکهاز جهتدیگر [از جهتانتسابآنبهکفار] علامتشر و بدیاست

اکنونبا عنایت‎ بهروایتو توضیحاتفوق درمییابیمکهاخذ هر وجهیاز وجوهتجدد اَعماز تکنولوژیو علوم، نظاماتآموزشی، قضایی، سیاسی، آداباجتماعی، معماری، شهرسازی، لباسو... به‎‎معنایتشبهبهکفار و سلوکبر طبقآداببرخاستهاز تمدنالحادیو شرکآلود جدید استکه البته امروز ممکن است بهدلیل اضطرار بر ما مباح باشد.

علاوهبر دو روایت فوق به روایتی دیگر از امام صادق (علیه‎السلام) اشاره میکنیم که در اذهان مدرنیتهزده بسیاری از ما، یکی از ادله اثبات مدرنیته به شمار میرود در حالیکه اینروایت نیز دلیلی دیگر بر نفی مدرنیته است. آن روایت این است:
«اَلْعلْمسَبْعَه وَ عشْرُون‎ حَرْفا فَجَمیعما جاءَتبهالرسُلحَرْفانفَلَمیعْرفالناسحَتیالْیومغَیرَالْحَرْفَین، فَاذا قامقائمُنا اَخْرَجالْخَمْسَه وَ الْعشْرینحَرْفا فَبَثها فیالناسوَضَمالَیها الْحَرْفَین»

«دانشبیست‎ و هفتحرفاستو تمامآنچهفرستادگانالهیآورندهآنبودهاند، تنها دو حرفاز آنبودهو تا بهامروز بیشاز دو حرفآنرا نشناختهاند، اما آنگاهکهقائم (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) ما قیامکند، بیستو پنجحرفدیگر را در میانمردممنتشر خواهد کرد و دو حرفموجود را نیز بهآنضمیمهخواهد نمود
تلقی مشهور و رایج و البته مدرنیته زده از این روایت این است که‎: «آنچه‎ تاکنونبشر از علوم، بداندستیافتهاستـ با همهوسعتروزافزونو رو بهپیشرفتیکهداشتهاستـ تنها دو حرفاز
۲۷ حرفدانش‎ استکهحضرتمهدی(عجل‎الله‎تعالیفرجهالشریف) آورنده آنخواهد بود. پسهرگاهحضرتظهور فرماید، بهدانشهایموجود ـ اعماز دانشهایدینیو تجربیو فنیجدید ـ چندینبرابر خواهد افزود و آنها را بهنهایتپیشرفتو تکاملخواهد رساند

واقعیتاین‎ استکهچنینبرداشتیتنها ناشیاز آناستکهمیخواهیمبههر صورتممکنبرایعلومو فنونجدید، تأییدیدینیدستو پا کنیم. با اندکیدقت‎ در مفاد حدیث، درخواهیمیافتکهنه‎‎تنها کمترینشاهدیبر اینبرداشتدر حدیثوجود ندارد بلکهمفاد آننافیبرداشتمزبور است:
اولا، در حدیث، سخن‎ از علومیاستکهانبیا معلمو آورندهآنبودهاند و نهعلومو فنونیکهمحصولتجربیاتبشریبعد از رنسانساست.

ثانیا، برخلاف مبانی معرفتشناسی مدرن، منشأ ظهور و بروز علوم، انبیای الهی بوده‎اند و نه تجربه شخصی بشری در یک سیر تدریجی رو به پیشرفت و...

ثالثا، از روایتفهمیده‎ میشود همانگونهکهایندو حرفتا زمانامامصادق (علیهالسلام) افزایش‎ پیدا نکردهاستتا زمانظهور حضرتمهدی (عجلالله‎تعالیفرجهالشریف) نیز افزایشپیدا نخواهد کرد و ایننظر دلیلیروشنبر اینمطلباستکهاصلا علومجدید از دایرهعلوم مورد تأیید حضرت (علیهالسلام) خارجهستند و اگر نه، امامصادق (علیهالسلام) باید به‎ پیشرفتعلومدر آیندهو قبلاز ظهور امامزمان(عجلالله‎تعالیفرجهالشریف) اشارهمیفرمودند و فیالمثلمیگفتند کهچند حرفبهایندو حرف، قبلاز ظهور با تلاشو کوششبشری، افزودهخواهد شد و یا آنکهایندو حرف، پیشرفتو تکاملپیدا خواهند کرد.

بر ایناساس‎، مقصود از دو حرفعلم، همه علومیاستکهانبیایالهیحاملو معلمآنبهبشریتبودهاند و
۲۵حرف‎ دیگر، علوممفید دیگریاستکهحضرتمهدی(عجل‎الله‎تعالیفرجهالشریف) آورندهو نشر دهنده‎ آن،بینبشریتدر دورانظهور خواهد بود و اینعلوممیتواند شاملعلوممعنویـ مثلعلمتفسیر قرآنو اطلاعاز بطونو اعماقآیاتالهیو علمبهحقایقملکیو ملکوتیکهبشر تا پیشاز ظهور نسبتبهآنها آگاهینداشتهاستـ باشد و نیز علوممادیو دانشهاییخارقالعادهمثل طیالارض، حرکتبر رویابرها، برداشتنحجابهایمادیو قدرتدیدنانسان‎‎ها از فاصلههایبسیار دور بدونهرگونهابزاریو دیگر دانشهاییکهما اکنوناز کمو کیفآناطلاعینداریم، باشد.

ضمنا برایاین‎ کهروشنشود اساسا علومو فنونجدید از دایره علومستودهموردنظر ائمه (علیهمالسلام) خارجاست‎، در همین‎‎جا بهروایاتیاشارهمیکنیمکهاز نقصانو فقدان «علم‎» در آخرالزمانسخن‎ میگویند. اینروایاتبیانگر آنهستند کهائمهمعصومین (علیهمالسلام) علومجدید را از دایره علوممثبتخارجمیدانند و اگر جز اینبود، نباید از فقدانعلمو گسترشجهلدر آخرالزمانسخنمیگفتند؛ بلکهجا داشتسخناز پیشرفتو تکاملعلمبگویند. بهاینروایاتبنگرید:

«قالرسول‎الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم):
لا تَقُومالساعَه حَتی‎ یقْبَضالْعلْم»‎
پیامبر گرامیاسلام (صلی‎اللهعلیهوآلهوسلم): تا دانشاز میاننرود، ساعت [حادثهظهور] به‎وقوعنخواهد پیوست.
«مناَشْراط‎ الساعَه اَنیقلالْعلْمو یظْهَرُ الْجَهْل»‎
افولدانش‎ و گسترشنادانی، از نشانههاینزدیکیظهور است
«فیذکر الائمه (علیهم‎السلام): تاسعُهُمالْقائمالذییمْلَأُ اللهُ الْاَرضنورا بَعْدَ ظُلْمَتها وَعَدْلا بَعدَ جَورها وَ علْما بَعْدَ جَهْلها»

رسولگرامی‎ اسلام (صلیالله‎علیهوآلهوسلم) در روایتیپیرامونائمهمعصومین (علیهمالسلام) فرمود: نهمین (فرزند از فرزندانامام‎ حسین (علیهالسلام) قائم (عجل‎اللهتعالیفرجهالشریف) استکه‎ خداوند توسطاو دنیا را بعد از تاریکی، پر از روشنایی؛ و بعد از ستم، پر از عدالت؛ و بعد از نادانی، پر از داناییمیکند.
قالعلی‎ (علیهالسلام): یکوُن‎ اذا رُفعالْعلْموَ ظَهَرَ الْجَهل
امامعلی‎ (علیهالسلام): ظهور امام‎ زمان (عجلالله‎تعالیفرجهالشریف) هنگامیاستکهدانشرختبربندد و نادانیآشکار شود.

«قالالرضا (علیه‎السلام): اذا رُفعالْعلْممنبَیناَظْهُرکم، فَتَوَقعُوا الْفَرَجمنتَحْتاَقْدامکم»
امامرضا (علیه‎السلام): هنگامی‎‎کهدانشاز بینشما رختبربندد، انتظار فرجرا از زیر پاهایتانداشتهباشید! [یعنیهر لحظهممکناستحادثهظهور بهوقوعبپیوندد.]

تاریخ: شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت : ۱۲:۲۱:۵۶

صفحه اصلی

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک(email):
وب سایت(web):
خصوصی ارسال شود
متن نظر: