معارف مهدوی...
ماهنامه امان/خرداد و تیر 1390
معارف مهدوی، نیازمند نقشه راه
وحید ملتجی
سلام خلق الله!
• يادم نمي رود زمان نوجواني و روزهايي را كه با خواندن كتاب: «عصر ظهور» و پس از آن «ياد مهدي» و«مكيال المكارم»، «روزگار رهايي» و «مهدي موعود»، شور و شوقي عجيب درونم را فرا گرفته بود؛ از اينكه چه خبرهايي قرار است در آينده رخ دهد و بیشتر مردم ما بیخبرند و اينكه با بيان و طرح آنها، چقدر ميتوان به جامعه اميد داد و انگیزة بیشتر برای حرکت در مسیر تعالی دینی ایجاد کرد.
اما بعدتر، نقدهایی را مشاهده کردم که درباره همین کتابها از بزرگان دین، مطرح و نسبت به آسیبهای آن هشدار داده. این مطلب، باعث شد تا به این نتیجه برسم: «ما نسخه واحد و معتبر از مفاهيم مهدويت نداريم»!
نداريم؛ نه اينكه وجود ندارد. به طبع آن، به اين مسأله رسيدم كه نقشه راه و نسخه واحد و مورد اجماع و توافق بزرگان، لازمة حتمی مباحث مهدويت است كه مي تواند همه افراد و گروههاي فعال را در مسير و وظيفهاي مشخص، همجهت كند، تا هر كدام، به اندازه توان و سليقه ضمن تعالي اين فرهنگ، مكمل گروهي ديگر باشند.
• مي دانم كه در گفتار بزرگان ديني ما، نقاط ودیدگاههای روشن و مشخص موجود است؛ اما چه اندازه در جمع آوري و تدوين آنها و ارائه متني كامل و جامع ـ كه در فضاي امروز جامعه، كاربرد داشته باشد ـ اهتمام شده است؟ گام اول، همين اجماع است.
پس از تهيه و ارائه متن واحد است كه ميتوان به سمت معرفت افزایی رفت. امري كه بايد عاقلانه و عالمانه صورت بپذيرد و با عواطف و احساسات تزيين شود؛ زیرا جدا شدن اين دو از يكديگر، در كم شدن تأثير و عمق نفوذ فرهنگ مهدويت، نقش خواهد داشت.
ميزان معرفت عموم مردم از فرهنگ مهدويت (و نه عواطف و احساسات) بسيار اندك است. به نظر ميرسد ايندو مسير (عقل و عواطف) به یک اندازه و بر اساس يك نقشة راهِ مشخص در جامعه، نفوذ و رشد نيافتهاند. توسعه عواطف مهدوي، روز به روز در محتوا و نوع عرضه، متنوع ميشود؛ اما طرح عاقلانه و عالمانة فرهنگ مهدويت، شايد به دليل جنس و محتواي آن، حركتي کند دارد.
وظيفه ديگر در حوزه معرفت افزایی، نشان دادن جايگاه فعلي و وضعيت فرهنگي جامعه با همه نقاط ضعف و قوّتها در مقايسه با نقطه ايده آل فرهنگ مهدوي است. بيان فاصله جامعه امروز ما تا جامعه مهدوي، ايجاد انگيزه براي اصلاح را ميآفريند و به اين واسطه، خواست و ذائقه و سطح توقع مردم از فرهنگ مهدوي افزايش مييابد.آن زمان، ديگر نگاه عموم مردم، از انتظار فرج، تنها رفع گرفتاري يا برآورده شدن حوائج شخصي نخواهد بود و بودن يا نبودن امام زمانf با هم يكسان نخواهد شد؛ بلكه با نشان دادن ايدهآلها و نكات برتر جامعه مهدوي و مقايسه آن با وضعيت موجود، علاقه و انگيزه براي تلاش در جهت رسيدن به فرج نهایي، تعريف درست مييابد. ضمن اينكه با اين كار، بازار مدعيان دروغين ارتباط با حضرت رو به تعطيلي ميگرايد.
توجه به اين مسأله، بسيار مهم است كه اگر ما تفسير و تحليل درست و ناب از شرايط و وقايع دوران آخر الزمان و پيش از ظهور ارائه ندهيم، جامعه بر اساس نياز خود، به سمت تأمين آن از مجاري گوناگون خواهد رفت و آن وقت است كه بازار سياسيكارها، از جمله بهائيت و دشمنان عربی گرم ميشود.
• اين مسأله در ديگر زمینهها هم صدق ميكند. جامعه و به خصوص، جوانان، بر اساس برخي از نيازهاي فطري خود، تشنه دريافت راههاي برقراري اتصال با خداوند و آخرين امام هستند. زلال عرفان حقيقي از سرچشمه گفتار و كردار اهل بيتb نشأت گرفته واز سوي مراكز و منابع و مراجع قابل اطمينان و انديشمند شيعه بر جامعه جاري است؛ که این امر، علاوه بر ايجاد نشاط و شور معنوي ـ كه ماية جلا يافتن، عميق شدن و نفوذ دينداري در جامعه است ـ سدّي محكم در برابر خرافهگرایی و عرفانهاي نوظهور وكاذب ایجاد میکند. در نبود عرفان ناب اسلامي و عدم ترويج درست آن و معرفي عارفان حقيقي است كه نظایر پائولوكوئيلو، بودا، آنتوني رابينز، اشو، ساي بابا و ... جا باز میكنند.
بیان حقايق مكتب تشيع، توسط كارشناسان آن و بر اساس زمان شناسي و سطح فهم و عمق جامعه، بايد با دقت و ظرافت صورت پذیرد. تشخیص. اين كه مرز بين آنچه بايد ارائه شود و آنچه از اسرار اهلبيتb باید کتمان کرد در کجاست، مسئلهای است کارشناسانه. امام صادقj ميفرمايند: «كسي كه اسرار ما را فاش سازد، هم چون كسي است كه شمشير به روي ما كشيده است»1 و نيز مي فرمايند:« هر كه حديثي به زيان ما نقل كند، ما را به عمد كشته است؛ نه به خطا».2
• سرعت تغيير در فرهنگ جامعه، بيش از هر زمان ديگري است. دليل اين تغيير هم ـ جداي از تحليل مسیر و جهت آن و مثبت يا منفي بودنش ـ هجوم رسانه و فرهنگ جهاني است. اما در اين ميان، سرعت و ادبيات تبليغي ديني ما از همپائي با جامعه عقب مانده است. با نگاهي به فرهنگ واژگان و ادبيات فرهنگ مهدويت در مواجهه با مردم و به خصوص جوانان، در مييابيم كه تقريباً در برقراري ارتباط مؤثر، دچار مشكل هستيم. اين مسأله در تمام كانالهاي ارتباطي، صادق است؛ از جمله خطبا مطبوعات، كتابها، تلويزيون، تبليغات و ... .در اين ميان، اهميت ويژه جوانان و نوجوانان در فهم درست و برقراري ارتباط با فرهنگ مهدويت، ما را بر آن ميدارد تا در اين عرصه به صورت ويژه، فكر، ايده و برنامه داشته باشيم.
در انتخاب افراد و كارشناسان برای ارائه مفاهيم ديني به جوانان، شرط اول، توانمندي برقراري ارتباط است و پس از آن. مكالمهای با چهار خصوصيت گرم، عميق، ساده و امروزي.خطبای ما در اين حوزه ارتباطي بايد خطيب، عالم و خلّاق باشند . چيزي كه امروزه كمتر يافت مي شود! سخنرانيهاي موعظهاي و خواهش و تمنا و قسم دادن جوانان براي گناه نكردن و نيازردن قلب حضرت، اثري كوتاه مدت و مقطعي دارد؛ چرا كه موعظه به معرفت تبديل نشده است.
• معرفي الگوها وشیوههای طرح و ترویج فرهنگ مهدويت نيز بسيار مهم هستند.تلويزيون در اين زمينه، نقشي غير قابل انكار و تأثيرگذار دارد. برنامههاي تلويزيون در حوزه فرهنگ مهدويت، بايد از سوي اتاق فكري كارشناسانه و عالمانه، طراحي و جهتدهي شوند. معرفي الگوهاي شخصيتي كه در فهم و ترویج فرهنگ مهدويت درست عمل کرده و موفق بودهاند، امری لازم است.این الگوها باید تبدیل به برندهای معروف و قابل اطمینان در نزد جامعه شوند. از جمله كارشناس، محقق، نويسنده، مفسّر، خطيب، سخنران، مدّاح، سياستمدار و... و مهمتر آن است كه چگونه اين الگوها را به جامعه معرفي كنيم تا علاوه بر پس نزدن آن، وجهي از شخصيت او كه مورد نظر است، ارائه شود. البته در اين ميدان، خيلي موفق نبودهايم. برای مثال، مرحوم آيت الله العظمی بهجتe را بیشتر از زاويه كرامات ايشان و ارتباط با حضرت معرفي كردهايم تا از زاويه عمق علم و فقاهت و اجتهاد و تلاش و كوشش ایشان در ترويج فرهنگ مهدويت .
بايد پذيرفت كه در تجليل و معرفي نهادها و شخصیتهایی كه در اين حوزه، درست و كارشناسانه كار ميكنند اهمال و كوتاهي شده و ميشود.
• خروجیها هم از طرفی مهم هستند. اکنون جامعه چه اندازه از محصولات فرهنگي عميق و قابل اطمينان و تأثيرگذار در حوزه فرهنگ مهدويت را ميشناسد؟ متوليان امر، چه اندازه در معرفي این کالاها اقدام كردهاند؟ و اصلاً چقدر از محصولات فرهنگي متناسب با فرهنگ مهدویت تولید و ارائه شده است؟ برای مثال، در ارائه الگويي مناسب و به روز و با محتوا از جشنهاي نيمه شعبان، واقعاً چقدر تلاش شده است؟ یا چند مدل از برگزاري جشن براي سنين مختلف و با رويكردها وسليقههاي گوناگون، ارائه كردهايم؟
بنابراين، هنوز که هنوز است فرهنگ مهدويت در جشنهاي نيمه شعبان با رقابت در چراغانیهای هیئات و شربت و شيريني دادن در گوشه خيابان و احياناً پخش موسيقي و بار گذاشتن ديگهاي آش نذري و ... و نهايتاً با مولودي خواني، خودش را نشان ميدهد. آنچه در این بخش، اتفاق نیافتاده، ارائه الگو و روش برگزاری مراسمهای جشن در هیأت است.
• امروزه فرهنگ مهدويت در عرصه نبرد و جنگ فرهنگي قطعاً ميتواند بستري مناسب براي ظهور و بروز قواي فكري و معنوي و حتي فيزيكي جوانان باشد. اگر چنين نشود، جوانان در یافتن فضا و بستري كه بتوانند خود و توانایشان را نشان دهند. ممکن است به خطا بروند. معرفي مسير، راه، روش و مصداق و ارائه تفسير درست از فرهنگ مهدويت انجام نپذیرد، ديگراني هستند كه جاهلانه و يا عامدانه، الگو و تفسير خودشان را به جامعه تزريق كنند.
اينجاست كه لزوم تأسيس نهادی مرکزی در خصوص فرهنگ مهدويت با حضوركارشناسان و مجتهدان مبرّز، انديشمند و بصير و نیز عالمان حوزة جامعه شناسي و ارتباطات و هنرمندان متفكّر و خلاق و پيشرو، خود را بيش از پيش نشان ميدهد. شناخت، نظارت، بيان و مقابله با انحرافها امري است خطير،كه اين نهاد بايد با چشماني بيدار به آن بپردازد و پاسدار فرهنگ مهدويت باشد. ترويج فرهنگ مهدويت در عصر حاضر، شاهراهي است لازم و ناگزير كه به سبب پیچ و خم و خطرهای احتمالیاش، بلد راه نیاز دارد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*. عضو هیأت موسس مجموعه فرهنگی عاشورائیان.
1. بحارالانوار، ج75، ص286.
2. همان.