صفحه اول | آشنایی | ارسال بفرمایید | پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت : ۲:۵۹:۴۵
 
 
 
بازخوانی یک گفت‎وگوی سینمایی با مقام معظم رهبری
اخلاق عاشوراییان
قرب الهی با شعر و موسیقی
تأدیب الرجال و النسوان

نشریه جشنواره تأتر بسیج/بهمن 1380

 

تأدیب الرجال و النسوان فی النقد تیأتر

اخبار پشت پرده /راپورت یومیه جشن سنه هشتم تیأتر

نمره اول هفتم برج بهمن از سنه هشتاد خورشیدی

سیدنا الاستاد

لعن الله علی الظالمین من الاولین الی الاخرین

ساعت دو به دسته مانده تلفون زنگ زده . صدایی ما را طلب نمود. کاشف شدیم . صاحب صدا میرزا هوشنگ خان صاحب الهنر قصاب باشی است . این میرزا از اصحاب قدیم است. جمالش به قاعده یک جوان سی بهاره می ماند، لکن به قاعده منارهای مسجد شاه سن دارد(کثراله سنه)

صاحب انواع فنون است از فیلم ورداری تا فیلم سازی و سمع و بصر انواع اقلام مذمومه تا ممدوحه و سخنان منور الفکری و قس علی هذا . گفتند غلطی صادر شده . زنگ زده ایم عفو فرمایید . گفتیم چه بوده؟ گفتند : نیت کردیم در این جشن تیاتر اصحاب حرب خودمان مرقومه بنویسیم بجای جناب سید ناالاستاد لکن صبح ناشتا ابریق بر سرمان خورد. علت را جویا شدیم . کاشف آمد که فضولی نباید در کار بزرگان .

بیت :

       کار هر بز نیست خرمن کوفتن          گاو نر می خواهد و مرد کهن

میرزا گریه زیاده و عجز و لابه نموده و این اشعار را صدقه سر ما خواندند:

       ای سید ما، سرور ما جای تو خالی            در جشن تیاتر، در برما، جای تو خالی

       ای آیت حق، مثل تو این چرخ نزاده        هر کس که بود منکر تو، ابن زیاده

لطفی بنمایید                     خیلی زود بیایید

گفتیم لابه بس است. دوباره جشن تیاتر راه انداخته اید.

گفتند: والا ما اول قصد نداشتیم. بیت:

        اول قرار نبود بمیرند عاشقان              بعداً قرار شد بمیرند عاشقان

لکن خرج و برج زندگی چونان درد معده بر ما سخت گرفته . امرار معاش ممکن نبوده . عنقریب است که پته ها بر آب بیافتد . پس قرار شد دوباره جشن تیاتر اصحاب حرب باشد و از اقصی نقاط  قاطبه رعایا و اعوان تیاتر از آکتور و آرتیست تا رجیستور و عمله طرب گرد آیند . دکانی از برای رعایا فراهم نموده . تا میرزا حیدر خان چغندر کار و میرزا رضا آقا دبیر الصوری و میرزا مرتضی خان عکاسباشی صاحب لاف و هیئت قاضیان و ... به نوایی برسند که این مستحسن بوده چرا که رزق مومنین را فراهم آورده ایم .انشا الله حضرت حق در سرای دیگر افزون روزی دهد .

خواستیم تلفون را قطع نماییم شعری یادمان آمد برای این میرزا خواندیم که:

آنان که ز خلق به زور زر میگیرند 
    این عالم اگر کسی ، سخت گرفت

 

گو هست سرپلی که خر میگیرند
    آن عالم از اینش سخت تر میگیرند

پس قرار شد که از سرخامه مبارکه درافشانی نموده جماعت آکتور و رعایای رجیستوری را تادیب نموده و نقد تیاترها را سیاهه کرده. باشد که جماعتشان راه راست در پی گیرند .انشاا...

گفتیم به ایشان بفرمایید این فرمایشات را به گوش هوش گیرند چرا که بیت:

       چوب معلم گله         هر کی نخورده خله

گفتیم پس میرزا میثم آقا صاحب هیکل کجایند:

گفتند: خدایش رحمت کناد.به ایشان تهاجوم فرنگی شده ،غرق در انواع افلام شده، منور الفکری ایشان زیادت کرده مجنون شده اند.

گفتیم مگر چه می کنند ؟گفتند: افعال قبیحه .سبیل و ریش را به قاعده یک لیوان گذاشته بقیه را میتراشند همچنین گیسوها را دراز کرده و گاهگاهی بر باد می دهند و...

گفتیم امید خودشان را بر باد ندهند.

وارد عمارت چنداشکوبه جشن سنه هشتم تیاتر شده، هیچکس رویت نشد، الا میرزای خودمان ،میرزا هوشنگ خان کاشف النهر قصاب باشی .گفتیم رعایا کجایند؟

گفتند:رفته اند پی امورات جشن تیاتر . ناگهان تلفون زنگ زده صدایی نخراشیده مسموع شد .گفتند:میرزا حیدرخان چغندر کار است .

گفتیم کجایند ؟گفتند: رفته اند گل بچینند . گویا این میرزا رفته مشتلق جشن را ابتیاع کنند .گویا قرار است مجسمه باشد به قاعده مجسمه اوسکار که در ایالت اتازونی شهرت دارد که به رجیستورها و آکتورهای اول بدهند .

این میرزا حیدرخان از هر انگشتش یک هنر میزاید . یکی فیلم وردار است .یکی عکاسباشی .قوطی افلام کشیده هم دیده. به قاعده تار سبیلش سخنان شبیه منورالفکری فرموده اهل موسیقی و غنا و غرامافون است . نه صدایی دارد و قر...

خلاصه الکلام یک پایه از سه پایه جشن تیاتر است این میرزا. باقی تا بعد.

سیدناالاستاد

تمت راپورتنا فی هذا الیوم

فی بلد الاصفاهان.

 

 

تاریخ: شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۰ ساعت : ۱۳:۱۵:۰۲

صفحه اصلی

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک(email):
وب سایت(web):
خصوصی ارسال شود
متن نظر: