صفحه اول | آشنایی | ارسال بفرمایید | پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت : ۳:۰۴:۲۲
 
 
 
بازخوانی یک گفت‎وگوی سینمایی با مقام معظم رهبری
اخلاق عاشوراییان
قرب الهی با شعر و موسیقی
راپورتهای خفیه نویس 2

نشریه جشنواره تأتر بسیج/بهمن 1379

 

راپورتهای خفیه نویس

 

نوزدهم برج بهمن از سنۀ هزار و سیصد و هفتاد و نه خورشیدی

الیوم هیچ فعلی به قاعدۀ خفیه نویسی و راپورت نمودن امورات خفیه به حال جماعت آکتور و آرتیست از رجال و نسوان و صغیر و کبیر مستحسن نبوده و از بابت هدایت عموم و پرهیز از سیاسات مضره، مفید است.

انشاءالله

***

ساعت 3 از دسته گذشته ،تلفون به صدا درآمد و از آن طرف خط، میرزا میثم آقا صاحب هیکل عرض سلام و ادب و دست بوس نموده.پس از آن بدون فوت وقت اقسام ناسزا را نثار اصحاب هنر نموده و از فستیوال افلام الفجر که در تهران منعقد گشته انتقاد ممدوحه و مضمومه نموده از برای میرزا ابراهیم خان صاحب پلاک اشک نصرت جاری نموده و بر اعداء ایشان لعن  وافر نمودند. گویا قضیه از آن قرار است که فیلم این میرزا ابراهیم خان به نام "الموج المرحوم "از فستیوال کنار رفته است . ما نیز از بابت منور الفکری فرمودیم :( شما بیش از این اوقات را مکدر ننموده چه را که از برای احوالات مزاجیتان مضر بوده ، از جمله خشک شدن شیرۀ حیاتتان که مضرات کثیره دارد) الغرض به ما فرمودند قرار است فستیوال تیارت صفهان از برای اصحاب حرب انطباع یابد و همۀ اصحاب و رعایای فستیوال متفق القول شده اند که تا سیدناالاستاد نیاید. ما نیز نیائیم که حکم آنچه تو فرمایی.

ای سیدنا الاستاد

ما جمله تو را اوتاد

باز آی ،باز آی

و این جمله که:« بیا که خیلی باحالی» .علی النهایه ساعت چهار از دسته گذشته پس از مواعظ فراوان و تعاریف و ذکر لزوم معونت ما پس از تأمل و تدبر بنا بر آن شد که هر روز یک راپورت خفیه نگاشته ، قاطبۀ رعایا و اعوان و انصار فستیوال را مشعوف نمائیم . بعون الله تعالی.

***

طرف ظهری وارد عمارت جدید الاحداث چند اشکو به شده ،یک راست به اطاق فستیوال داخل ،هیچ کس رویت نشد، الا دربان . گفتیم :«اعوان کجایند؟»

گفتند:«در اشکوب فوقانی از بابت اینکه فستیوال چه چیزی است جلسه کرده و به شور و اکل انواع اشربه و اطعمه و فواکه و چاهی مشغولند . »گفتیم:«فردا قرار است افتتاح شود این فستیوال !»گفتند:«و الله هنوز معلوم نبوده از بابت پولها که باید بدهند و از بابت حضور نسوان!» گفتیم:« قضیه از چه قرار است؟» گفتند:« در لیابی ماضیه در خواب رؤیت نموده اند که این فستیوال نه تنها از برای شباب مملکت مستحسن نبوده ، بل یمکن است مضرات داشته باشد و جماعت شباب خلد الله سطوتهم از صراط مستقیم منحرف شده از بابت حضور نسوان و نیز بیم آن است که اجانب لعن الله از بابت فعل تهاجوم فرهنگی که از رمالی های ممالک فرنگی از قبیل:انگلیز ،اتازونی و ژرمان و عثمانی و الخ به غایت مطلوب برسند فلذا یمکن است فستیوال تعطیل و اجرای تیارتها قدغن شود.» این کلمات که مسموع شد به طرفه العینی رو برگردانده تا خارج شویم که نکند ما نیز از این مرض تهاجوم واگیر شویم که از ظهر خودمان و اطاق آخر صداهای نا مربوط مسموع نمودیم . برگشته به اطاق رفته دیدیم میرزا حیدر خان رعیت الدوله وسط اطاق بر زمین افتاده و با نهایت توان بر سر و صورت خود زده ، خود را لعن و نفرین می نماید. رعایا آمدند ایشان را چاهی و قنداق داده و کاهگل زیر بینی گذاشته  تا به حال آمدند. علت را پرسیدیم گفتند:«از بابت آنکه نام ما را در جریدۀ روزانه مرقوم نموده اند حفظ الله من الافات الاعوان و الانصار و الرعایا.»

***

میرزا رضا آقا دبیر الصوری که از جماعت رجیستور بوده و مقامات کثیره ازآخر در این فعل کسب نموده و کرامات داشته را در صف شیر رؤیت نموده ، پرسیدیم:« اینجا چه می کنید؟» گفتند:«از بابت اطفال صغیره خود آمده ایم چند پیاله شیر ابطیاع نمائیم .» گفتیم:«الآن مستحسن است شما در اطاق فستیوال بوده رفق و فتق امور کنید.» یکهو نگاهی به پیاله ها نموده با حالتی خاص فرمودند «گوسپند به ز تیارت».

گفتیم:« این از سخنان منور الفکری است؟» فرمودند:« ثمن چهار رأس گوسپند به قاعده پو ل این فیستیوال ما ارزش دارد.» مستحسن است در سنۀ آتی به طور مشارکتی با این پولها چند رأس چهارپا ابتیاع شده تا در سنه های آتی به یک گله بدل شده از شیر و گوشت و پوست آنها به رعایا و اصحاب تیارت اعم از رجیستور و آکتور به طور مشتلق منفعت برسد که دیگر هیچ تهاجومی نبوده و تیر اجانب و کفار به سنگ سیاه می خورد .انشاءالله.

***

داخل اطاق فستیوال شده، دیدیم میرزا حیدر خان رعیت الدوله بالای چهار پایه رفته برای جماعت از بابت فن«فیلم ورداری » موعظه می فرماید . خدا به خیر کناد!این میرزا کرامات کثیره و عجبیه دارد . از جمله آنکه : در سنۀ ماضیه ایشان رعیت بوده به زراعت چغوندرو شلغم اشتغال داشته تا اینکه میرزا هوشنگ خان کاشف الهنر وی را کشف و در ناصیۀ ایشان انواع فنون را رؤیت، وی را به شهر آورده و مدتی از جهت فن «فیلم ورداری»و تکه پاره نمودن افلام، تعلیماتی کثیره داده، چون حاصلی رؤیت نشده ، وی را به همان زراعت می فرستد.

***

آمدیم از اشکوب خارج شویم ، سیاهه ای در مذبله رویت نموده، کلماتی به طور تلسم و رمز مرقوم شده بود . از میرزا رضا آقا دبیر الصوری قضیه را جویا شده ، یکهو باب ناسزا را باز کرده فرمودند :« نتایج تیارتهاست ، امرفرموده بودیم یکی ازاعوانمان با خطی خوش نتایج را مکتوب نمایند که مفقود شد.» گفتیم:«تیارتها که از یوم ماضی رویت می شوند!»فرمودند: باز ما به طور غیبیه از آنها مطلعیم و این از کرامات ماست.» بعد گفتند:« ما اینیم دیگه!»از میرزا هوشنگ خان کاشف الهنر علت را جویا شدیم ،فرمودند :«والله ما هیچ نمی دانیم . اما گویا چند تن از انصار و رعایای یک تیارت با ایشان روابطی داشته و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل»

سیدناالاستاد

تمت راپورتنا فی هذا الیوم

فی بلد الاصفهان

 

 

 

 

 

تاریخ: شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۰ ساعت : ۱۳:۰۹:۴۷

صفحه اصلی

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک(email):
وب سایت(web):
خصوصی ارسال شود
متن نظر: