صفحه اول | آشنایی | ارسال بفرمایید | پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت : ۲:۵۰:۰۵
 
 
 
بازخوانی یک گفت‎وگوی سینمایی با مقام معظم رهبری
اخلاق عاشوراییان
قرب الهی با شعر و موسیقی
راپورتهای خفیه نویس 1

نشریه جشنواره تأتر بسیج/بهمن 1379

 

 

راپورتهای خفیه نویس

 

 

بیستم برج بهمن از سنۀ هزار و سیصد و هفتاد و نه خورشیدی

 4 ساعت به ظهر مانده رفتیم در سالون تیارت سوره در شارع آمادگاه که جشن افتتاح فستیوال قرار بود آنجا منعقد شود . حین ورود موسیقی ممالک فرنگی از غرامافون پخش ، جماعت در درون ارواحشان حالتهای منورالفکری و رئال لیستی حاصل آمده . پس از آن وارد سالون شده ، مرکبی ها همه خاموش بود،چشممان هیچ جایی را رویت ننموده الا سن. در اولین کرسی که رؤیت شد نشسته خدا را از بابت این که مکانی حاصل آمده شکر نمودیم . لحظه ای بعد مرکبی ها را روشن نمودند . تمام کرسی های کنار از یمین و یسار و ظهر و روبرو خالی بوده ، هیچ کس در سالون مشاهده نشد، حول ورمان داشت. ساعتی بعد میرزا رضا آقا دبیر الصوری را که دبیر فستیوال هستند رؤیت نمودیم . یک دوسیه در دست داشته که پروگرام فستیوال درآن بوده ، یک نسخه به ما مرحمت فرمودند . گفتیم پس جماعت کجایند؟فرمودند: الحمدالله سنه جاری از سنوات ماضی در افتتاح فستیوال جماعتی کثیرتر آمده اند. رو برگردانده رعایا را شمردیم .به تعداد انگشتان دست و پایمان بودند.

نشسته بودیم در سالون که عملۀ طرب روی سن رفته یکهو همه با هم سازها را نواختند .سالون سوره را که به قاعدۀ 20 زرع بیشتر وسعت ندارد به لرزه درآورده جماعت گوشهایشان را گرفتند . بعد از بابت تغییر مزاج در سالون شربت و نان  پخته آوردند،جماعت شرب و اکل نموده، دعا به جان رؤسای فستیوال نمودند . دیگر هیچ خبری نبود الاّ یک تیارت نمایش دادند به اسم اسپ سپید که در آن دو عملۀ درباری قصد جان وزیر نموده و از اول تا آخر فریاد کشیده، ما دیگر هیچ نفهمیدیم، رو برگردانده دیدیم خودمانیم تنها و یک رجل دیگر .چشممان را بیشتر باز نموده،میرزا مرتضی خان عکاس باشی که از اصحاب حرب بوده و در افلام ، افعال محیر العقول انجام می دهد را رؤیت نمودیم . صدایشان کردیم.

پاسخ مسموع نشد گویا خواب بودند.

***

الیوم داخل سالون ، شده ، یکهو دیدیم چند ضعیفه روی سن حرکات موزون نمایش می دهند . فی الفور برگشته شیاطین را لعن ، کفار را نفرین نموده و از بابت تهاجوم فرهنگی اجانب یأس کثیر خوردیم . قضیه را از میرزا رضا آقا دبیر الصوری پرسیدیم. فرمودند:« برو بابا بزا باد بیاد.»گویا قضیۀ این تیارت از بابت جماعت بی حال و بی کار و معتادین بوده ،هر که این تیارت رؤیت نموده کل معتادین را لعن نموده،ریشۀ بوتۀ خشخاش به آتش کشیده شد . انشاءالله. هنوز تیارت برپا بوده دیدیم دارند در سالون شربت الکافی و نان پخته توزیع می کنند . گفتیم این فعل قبیح است و از بابت منور الفکری اشکالات دارد. گفتند : بگذار جماعت آزاد باشند و چند لحظه ای مشعوف !این تیارت اسمش عطر سیب بوده که اعوان و انصار آن آخر تیارت تکه کاغذهایی را که فتو غرافی شده بود در سالون توزیع کردند . پرسیدیم گویا اول تیارت باید این سیاهه ها را بدهید به جماعت !گفتند: ما خودمان بر این امر بیشتر واقفیم . بیت : صلاح ملک خویش خسروان دانند.

***

میرزا حیدر خان رعیت الدوله را دیدیم در وسط  سالون فریاد می کشد .گویا پروگرام فستیوال را ایشان اعلان می کند . خدا خیرشان دهاد. این میرزا هم غرامافون فستیوال است، هم رئیس آشپزخانه ،هم فیلم ورداری نموده، هم عکاس باشی است. شنیدیم در لیل ماضی هم منتقد السلطنه بوده و در امورات رجیستوری دستورات فرموده اند . گویا این میرزا نخود همۀ آشها بوده و همۀ رعایا از ایشان انتفاع می برند.

***

یمین و یسار را رؤیت نموده، از میرزا هوشنگ خان کاشف الهنر خبری نبود، سراغشان را از هر که گرفتیم گفتند رؤیت نشده . دلمان برایشان تنگ ، حالمان گرفته ، هر جا هستند خدایشان حفظ کناد.

آمدیم از سالون خارج شویم دیدیم میرزا حیدر خان رعیت الدوله را لااله گویان بر دوش گرفته می برند. پرسیدیم قضیه چیست ؟ گفتند:در امورات دبیری دخالت نموده که میرزا رضا آقا با ابریق بر سر ایشان کوبیده دار فانی را وداع گفته اند . خدا رحمتش کناد .

سیدناالاستاد

تمت راپرتنا فی هذا الیوم فی بلد الاصفاهان

تاریخ: شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۰ ساعت : ۱۳:۰۶:۰۷

صفحه اصلی

:نظرات بینندگان

کلی حال کردیم زیبابود

نام:پژمان منصوری | جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ | ۰:۲۳:۰۰
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک(email):
وب سایت(web):
خصوصی ارسال شود
متن نظر: