گفتاری از استاد معمار منتظرین (بخش چهارم)
اعتدال که مصدر باب افتعال است برای متابعت و پذیرش حالت عدل است. شخص معتدل کسی است که هر چیزی را در جای خودش قرار بدهد .اعتدال یعنی هر چیزی در وجود انسان سر جایی که خدا برای او قرار داده است قرار بگیرد. بعد از بیان این مقدمه رسیدیم به اینکه شخصیت هر انسانی از نظر فردی سه بخش دارد: یکی بخش قلب از نظر معنوی. دوم بحث نفس و مرحله سوم بدنی است که مرکب این قلب و نفس است. فلذا مؤمنی که می خواهد معتدل باشد هم باید به قلبش رسیدگی کند و هم به نفسش و هم به بدن. در مورد جایگاه بدن، در تفکر اسلامی کمتر سخن گفته شده است و ما کمتر قیمت این بدن را می دانیم . برای همین است که به راحتی آنرا در معرض حراج قرار داده ایم. نمی دانیم این بدن ، امانتی است که از پروردگار عالم در اختیار ما قرار داده شده است، برای رسیدن به پروردگار عالم است. برای اینکه مطلب روشن بشود ، اولا باید بدانیم جایگاه بدن در تفکر دینی کجاست؟و بعد برویم سراغ اینکه اعتدال بدن هر کسی چگونه است؟ جایگاه بدن در تفکر دینی حکم مرکب را دارد. وقتی وجود مبارک رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرموده اند : "الصلوه معراج المؤمن" (نماز وسیله عروج مؤمن است) ،باید دید این معراج به چه وسیله ای انجام می گیرد؟ به وسیله بدن!
در پایان سوره مبارکه یس هم فرموده اند : "فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء " ( منزه است آن خدایی که باطن هر شیء در دست اوست. )، پس ملکوت هر شیء از جمله ملکوت من و شما در دست قدرت خداست. اما اول سوره "ملک" خدا تعبیری دیگری هم دارد، می فرماید : "فتبارک الذی بیده الملک" ، این آیه می گوید اینکه غیر از باطن ما که طبق آیه قبل مال خداست ، ظاهر ما هم از آن خداست. فلذا اولین مقدمه ای که در بحث اعتدال جسمی باید در نظر بگیریم ، آنست که عزیزان خودشان را مالک بدن ندانند. خوب حالا مرکز بدن کجاست؟
ما می توانیم دو نوع مرکز برای بدن تصور کنیم . یکی مرکز ادراکات بدن که مغز انسان است و فرماندهی معنوی انسان قلب است. پزشکان به اهمیت مغز در مدیریت انسان راه پیدا کرده اند ولی هنوز نتوانسته اند به ظرفیت هایی که خدا در وحی برای قلب قائل است راه پیدا کنند. مرکز همه بیماری ها و صحت ها در بدن معده است. فلذا وجود مبارک امام موسی بن جعفر علیه السلام فرموده اند: معده هر کسی خانه هر بیماری است ،پس اگر انسان بخواهد جسم سالمی داشته باشد باید مراقبت کند از آنچه که در معده او قرار می گیرد.قرآن به شما دستور داده است : " فلینظر الانسان الّا طعامه" (انسان باید به طعام خود نظر کند.) مفسرین معانی لطیفی برای این آیه گفته اند : نظر کنید به طعام یعنی ببینید ،حلال است ، طیب است (چون فرق است بین حلال و طیب ) ،و....همه این موارد را باید با آن آشنا شویم.
جهت اطلاع عرض می کنم ،در قرآن حدود 132 آیه مربوط به تغذیه آمده است. اگر مکتبی بخواهد جامع باشد باید به جمیع احتیاجات انسان چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی توجه کرده باشد و قرآن کریم وقتی می خواهد ویژگی یک فرماندهی به نام طالوت را بیان کند می فرماید : ما به او دو ویژگی داده ایم. او هم از نظر علمی قوی است و هم از نظر بدنی. لذا مؤمن باید هم از نظر بدنی قوی باشد و هم از نظر روحی. خوب حالا لازمه قوت جسمی اینست که بداند قوت در کجاست؟
با توجه به این نکته که اعتدال بدن هر کسی تنظیم غذای اوست .
چرا این غذا در اسلام مورد تاکید است؟ دلیل آن اینست که غذا در حالات انسان مؤثراست. در روایت آمده است که امیر المؤمنین علی علیه السلام به فرزند گرامیشان حسن علیه السلام فرمودند: چهار کار را انجام بده تا از طب بی نیاز شوی. یک ، قبل و بعد از غذا دست خود را بشوی. دوم ، تا اشتها به غذا پیدا نکردی به سراغ غذا نرو ، قبل از اشتها هم دست از سفره بکش. سوم ، غذای خود را بخوبی بجو. چهارم ، شب ها قبل از خوابیدن اجابت مزاج کن . اینها همه برای این است که بدن قوی پیدا کنیم برای "قو علی خدمتک جوارحی" . اینکه قوی شود جوارح ما تا در خدمت وجود رب العالمین باشد.
سلام خیلی خوبه و استفاده می کنیم.آیا این بحث ادامه هم دارد؟
نام: | يكشنبه ۵ تير ۱۳۹۰ | ۱۶:۰۷:۴۴