به هر حال، از اين به بعد مي گويم كه خواننده ها و نوازنده هاي ما، مردمان متديني هستند، كه در مقوله موسيقي اصولي را ملاحظه مي كند. ...
به هر حال، از اين به بعد مي گويم كه خواننده ها و نوازنده هاي ما، مردمان متديني هستند، كه در مقوله موسيقي اصولي را ملاحظه مي كند. رعايت اصول از جانب آنها موجب شده كه نواهاي موسيقي، تا حدودي از حال و هواي گذشته خارج شود. امروز نواهايي وجود دارد كه يا مشكوك است و يا پاك و بي اشكال است. البته در كنارش نواهاي داراي اشكال هم وجود دارد. اخيراً در پاسخ به سؤال برخي از دوستان آقاي لاريجاني و دوستان صدا و سيما گفتم: همه آنچه كه از صدا و سيما پخش مي شود، از حيث بلا اشكال بودن شرعي، تاييد نمي كنم. بعضي نواها، واقعاً اشكال دارد. مسلماً آهنگ هايي كه از آرشيو صدا و سيما بيرون مي آيند، حرام است. اين آهنگ ها زماني كه به رسم دربار، «هارون الرشيد» براي افرادي از خاندان فاسد، قاجار و پهلوي كه مقلد هارون الرشيد آن هم نه در كشور گشايي و كشورداري و عرضه و لياقت، بلكه در عياشي و رذالت بودند ساخته شده است. در اين آهنگ ها و موسيقي ها، ذره اي وجه حليت نيست؛ اما تا دلتان بخواهد در آن وجه حرمت هست. موسيقي را بايد به سمت هدف متعالي بكشانيد. اين را هم فراموش نكنيد كه كلام از محسنات موسيقي ماست. اصلاً نقطه قوت در موسيقي فارسي و عربي، وجود كلام به صورت اغلبي است. يعني غالباً چنين بوده كه موسيقي با كلام همراه مي شده است. مسلماً كلام، بر جهت گيري كار مجموعه شما، تأثير مي گذارد. به تعبير ديگر در بعضي اوقات، كلامي كه با آهنگ نواخته شده همراه است، وجه هدايت گري دارد. و اين وجه در معناي عرفاني، اخلاقي، اجتماعي يا سياسي كلام نهفته است. آن وقت است كه مي توان گفت: كلام هدايت گر، موسيقي را داراي جهت متعالي مي كند. يك وقت است كه آهنگ را با كلامي گمراه كننده همراه مي كنيد. فرض بفرماييد كلام، مبين سوز و گذار يك عاشق كاملاً جسماني و مادي، براي معشوقه خود است. سوز وگداز كذا هم به خاطر اين است كه عاشق به معشوقه دست پيدا كند و شبي را با او تا صبح بگذراند. هيچ هدف ديگري ندارد، و صد در صد هدف مادي است. مسلماً كلامي كه براي اين مقصود گفته شود، حرام است، اين هنر شماست كه بگرديد و شعرهاي خوب را پيدا كنيد. البته شعرهاي حافظ و سعدي هم هميشه عرفاني نيست. چه بسا شعر جسماني و مادي هم دارند. شعري را پيدا كنيد و كلامي را بيابيد كه حقيقتاً معناي عرفاني يا اخلاقي داشته باشد؛ مثل خيلي از غزلهاي صائب و بعضي از شعراي سبك هندي كه از جنبه اخلاقي خوب و قابل قبولي برخوردار است. كلام هايي چنين را روي آهنگ هاي خود بگذاريد تا آثار پسنديده اي بوجود بياوريد. درخواست من از شما آقايان موسيقي دان ها و افرادي كه در اين زمينه بسيار مهم صاحب نظر و هنر هستيد، اين است كه احساس مسئوليت كنيد، و موسيقي را نجات دهيد. البته من دلم نمي خواهد مفاهيم با هم مخلوط شود. بعضي از موسيقي دان هاي سنتي اصيل و ريشه دار، گاهي مي گويند كه «موسيقي قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود ولي در دوران انقلاب الحمد لله ابتذال آن از بين رفت» من اين را نمي خواهم بگويم. از ديد يك متخصص همان است كه موسيقي دچار ابتذال شده بود. خوشبختانه به خاطر محدوديت هاي قهري انقلاب آن ابتذال ها از پيكر موسيقي فرو ريخت من تقسيم ديگري را مي خواهم مطرح كنم. چون تنها به اينكه آن ابتذال ها از بين برود قانع نيستم بلكه مي گويم: در همين موسيقي غير مبتذل سنتي عالمانه هم شما وظيفه داريد جهت گيري درست ايجاد كنيد. توقع من از شما هدفدار كردن موسيقي است. من اين توقع را هم از آقايان خواننده و هم از آقايان آهنگساز و موسيقيدان دارم.