سلام خلق الله
اینجا یک هیات بسیار کوچک است در شهرستان ......که جمعیتش حدود دویست هزارنفر است.شهری با ریشه ها و سنتهای فرهنگی و دینی قدیمی که فرهنگ عزاداری را در وجودش نهادینه کرده است.
بچه های هیات چیزی شبیه خیمه(البته چهارگوش)در کنار یکی از خیابانهای اصلی شهر برپا کرده اند.
بوی اسپند و دود آن ده ها متر اینطرف تر و آنطرف را می پوشاند،به گونه ای که وقتی از خیابان می گذری گویا وارد توده ای از مه می شوی!چشم،چشم را نمی بیند.
سینی های چای در خیابان دست به دست می شود و همه عابران و راکبان متوقف می شوند تا چای امام حسین را در لیوانهای داغ پلاستیکی بخورند.
در کنار حرکت بچه های این هیات جوانانه و به غیر از چای دادن و دور هم جمع شدن و اسپند دود کردن یک چیز دیگر هم اینجا هست!
تصویر عزاداری و شور گرفتن حاج محمود کریمی در یک تلویزیون کوچک روبه خیابان و پیچیدن صدای بسیار بلند و فراگیر شور گرفتن و سبک خوانی ایشان در کل خیابان.
ریتم مداحی و ملودی آهنگین و پر حرارت آن گویا انرژی است برای ادامه حرکت بچه های هیات.این را سکوت و وقفه صدا هنگام عوض شدن تراک های سی دی و فروکش کردن هیاهوهای بچه ها،مشخص می کند.
این حرکت شایداصلا عزاداری نباشد و یک نوع کار تبلیغی صرف تلقی شود،اما اگر وارد جمع بچه ها بشوی و با ایشان مراوده و گفتگو داشته باشی می توانی بفهمی که آنچه مقصد آنهاست در واقع عزاداری است.
اگر عزاداری را اقامه سوگ و عزای امام حسین علیه السلام و عرض ادب و ارادت به ساحت امامان نور علیه السلام بدانیم و یا اگر آن را در قدم بعدی پیروی و سرسپردگی از آنان بدانیم و یا اگر در قدم بعد الگو قرار دادن و تطبیق زندگی خود با ایشان بدانیم و یا اگر فراتر از اینها برویم با طیفی از برداشت های مختلف از موضوع عزاداری و سوگواری اهل بیت علیهم السلام مواجه می شویم.
ورود در این بحث و پرداختن به آن بسیار مفصل خواهد بود و احتمالا بنده در این مقال اصلا نمی توانم به تمام جوانب آن بپردازم بنابراین سر فصل های موضوع را به اختصار طرح می کنم.
چرا محمود کریمی
اینکه به آقای کریمی اشاره کردم نه به لحاظ اینکه قصد اسیب شناسی شخصیت و سبک و مدل و روش ایشان را داشته باشم،بلکه هدف، اشاره به نوع و روشی است که بخشی از مداحی به روز ما از آن پیروی می کنند .محمود کریمی قله قابل توجه مداحی جدید و نو در زمان حاضر است .قله ای که قطعا می تواند رهبری این جریان از مداحی برای دیگر مداحان و برای عموم مردم و برای مخاطبان خاص این سبک باشد.
اسم او را بردم چون در میان خیلی ها از هر نظرقابل توجه است.دقت ویژه او به انتخاب ،عمق و محتوای اشعار ،سبک ارایه آن،نوآوریهای خاص او ،مراقبتش از حاشیه هایی که طبیعتا برای افراد در این سطح می تواند بوجود آید و...
البته او اولین نفر نبوده و آخرین نفر هم نیست.مبدع این مدل و سبک افرادی دیگر بوده و قطعا این مسیر به او هم ختم نخواهد شد.
قطار راه افتاده است!
مسابقه سبک خوانی وارایه سبک جدید،سالهاست که شروع شده و هر سال خیلی ها منتظرند تا ببینند مداحان معروف چه سبکی را برای برنامه های دهه اول محرمشان که زمان شروع مسابقه سالانه است انتخاب و ارایه می دهند.(اهل فن و حرفه ای تر ها که از قبل با بیرون آمدن کتابچه های شعر و سبک همراه با سی دی،کار را زودتر رصد می کنند.)
قطار تغییر سالهاست راه افتاده و همه چیز و همه کس را تحت تاثیر خود قرار داده است.مرحوم سید جواد ذاکر در سالهای پایانی عمر کوتاهش خیلی چیزها را به هم ریخت و به عنوان اولین کسی که صدای مراجع تقلید را هم در آورده شهره شد.ادامه دهندگان راه و سبک او البته هنوز همان مسیر را اما با جسارتی کمتر می پیمایند!
من فعلا همه این مداحان یعنی از حاج محمود گرفته تا سید جواد را در یک گروه قرار می دهم و خطابم بصورت عام است.
گروهها و محفل های این طیف از مداحان در شهرهایی که مراکز اصلی این نوع مداحی است.چند نفرند؟تهران،قم و بعد تر اصفهان ،کاشان ،مشهد و بعد...
آنچه در تهران هفت سر اتفاق می افتد و آنچه حاج محمود در جلساتش به آن می پردازد قطعا ویژه مخاطبان چند هزار نفری خودش است در کلان شهر هفت سر هفده میلیونی.آنچه دیگران در قم می خوانند محدود است به جلسه چند صد نفری با یک مدل آدم های خاص ،آنچه دیگر مداح معروف در پایین شهر تهران در حسینیه اش می خواند محدود است به همان جلسه صد نفری که تقریبا 90 نفر شان حتی به لحاظ ظاهری یک شکل هستند!
خروجی کار چگونه است؟
سی دی های صوتی و تصویری این جلسات با کیفیتی قابل قبول تمام ایران را در می نوردد!
به هر شهر و دیاری که پا می گذاری و در هر نقطه ای می توانی آخرین سبک ها و شعر ها و اجراهای آنان را به راحتی بدست بیاوری و هر جایی هم که نتوانی ،تلویزیون بخصوص در دهه اول محرم با پوشش نزدیک به صد درصدی تمام نقاط ایران را زیر چتر خود دارد.
یعنی انچه از ذهن و خلاقیت این طیف از مداحان بر می اید که بعضی وقت ها حتی تحت تاثیر اتفاقات و مخاطبان جلسه خودشان است(وحق هم دارند)توسط تلویزیون بر روی آنتن سراسری می رود تا همه مردم از پیر و جوان با فرهنگها و سلیقه ها و گرایشها و سطح فهم متفاوت بیننده آن باشند.
تغییر و تجدد و پیشرفت
جوانان و نوجوانان روستای فلان آباد که تا پیش از این پای سفره پیرترهای روستا در امام زاده روستا یا حسینیه یا تکیه خودشان با آداب و رسوم خودشان هر ساله الم و کتل حسین علیه السلام را با ادب و احترام و طی مراسمی بالا می برده اند و شاهد تعزیه خوانی و یا شبیه خوانی و یا پای ذاکران خودشان بوده اند،حالا برای اینکه قطار تغییر راه افتاده و مسابقه شروع شده و (بدون در نظر گرفتن فرهنگ خودی)در هر جایی ورود پیدا کرده است،دنبال تغییر و تحول و تجدد هستند.
اینجا چند اتفاق می افتد:
اول اینکه جوانان روستای فلان آباد دیگر مخاطب حسینیه روستا نیستند.
دوم اینکه برای رسیدن به سبک عزاداری ایده آلشان که توسط تلویزیون و سی دی ها تبلیغ شده در جبهه ای مقابل پیشینیانشان قرار می گیرند.
سوم اینکه برای رسیدن به ایده آلشان تلاش می کنند و فلان پسرک در یک حرکت جهشی به کپی کردن از حاج محمود نوعی می پردازد.
چهارم اینکه همان پسرک برای آنکه مخاطب پیدا کند و در این مسابقه پیروز باشد،حاج محمود را هم پشت سر می گذارد!یعنی از هر جایی سبک جدیدش را فراهم می کند و بالاخره شعرش را هم که می شود یک کاری کرد...!
این داستان پیشرفت نامتوازن حکایت همان روستایی را دارد که در دهه 70 و با شروع به کار شبکه تلفن همراه تحت پوشش مخابرات قرار گرفته بود و موبایل ها زنگ می خورد اما شبکه برق هنوز به آنجا نرسیده بود!
شاهد عینی
دوسال پیش جوانانی از یکی از مناطق اطراف اصفهان آمده بودند و قرار بود درباره تاسیس هیات جدیدشان با هم همفکری کنیم.
بعد از دو جلسه فهمیدم که مساله اصلی آنها مشکلشان با هیات امنا حسینیه است که به این دوستان اجازه کار و فضایی برای فعالیت بیشتر نمی دهند (این البته مساله ای است که تقریبا در اکثر مراکز مذهبی داریم،یعنی تفاوت دیدگاه و رویکرد نسل قدیم که عمدتا هیات امنا و روحانیون مساجد هستند با نسل جدید.)
اما بعد تر که جلو رفتیم متوجه شدم مساله چیز دیگری است.جوانان این حسینیه نقطه آمالشان در عزاداری اینست که یکی از مداحان مشهد را بتوانند دعوت کنند و یک جلسه سینه زنی همراه با شور گرفتن راه بیاندازند و به این واسطه مخاطب جمع کنند.این البته همه ماجرا نبود.بلکه با این کار می خواستند شیوه عزاداری سنتی روستا را تحت شعاع قرار دهند.تعزیه خوانی گویا آنجا قدمتی دیرینه داشته و هر سال چندین هزار نفر در جلسات تعزیه خوانی شرکت می کردند و این جوانان که به دلایل مختلف و از جمله عدم بکارگیری قدیمی ها احساس خلا می کنند قصد دارند تا هیاتی جدید با روشی جدید!تاسیس کنند و آسیبهای ایجاد شده بواسطه برگزاری تعزیه را برطرف نمایند.
***
در این میان البته هیاتهای الگوو پیشرو هم نقش داشته اند(هیاتهای رزمندگان و یا هیاتهای بزرگ جوانانه در دهه گذشته).
تغییر شیوه عزاداری از راه افتادن دسته جات سینه زنی و زنجیر زنی در خیابان به برپا شدن جلسات ثابت و حضور مداحان و سخنرانان معروف قطعا در تغییر روش عزاداری موثر بوده اند که البته بررسی و تحلیل آن مجالی دیگر می خواهد.
شما به چه روشی علاقه دارید؟
شاید قبل از طرح این مباحث و تاثیر ناخواسته و خواسته سبک خوانی مداحان بر فرهنگ عزاداری در اقصی نقاط ایران و لزوم دقت و تحقیق در آن ،لازم بود به روشهای عزاداری موجود اشاره می کردیم.
فقدان ارایه تعریف درست و جامع و نشات گرفته از فرهنگ بومی امروز بیش ازگذشته احساس می شود.
یعنی وقتی ندانیم عزاداری چیست وباچه هدفی و به چه روشی باید اقامه شود،قطعا نمی توانیم دربرابر ابداعات واختراعات وسبک هائی که در فرهنگ ما دخول می کنند حرفی برای گفتن داشته باشیم.
بگذریم از این مساله که باید در مسائل اینچنینی فرهنگ ساز بود.یعنی قبل از ورود هر فرهنگ دیگری، خود باید بستر رشد و بلوغ فرهنگی را برای جامعه اماده سازیم.
که اگر این اتفاق بیافتد قطعا مخاطب دیگرحاضر نیست دل وقلب وروحش را به راحتی در اختیار هر سبک و روش عزاداری و پای هر مداحی بگذارد.یعنی دست به انتخاب می زند.
در انصورت است که مداح هم، خود را موظف می بیند که در مسابقه ای مثبت،روزبروز به تقویت مبانی خود وکارش بپردازد.
احتمالا این تنها راه ماست و الا موضوع مداحی وذاکران به دلیل ظرافتها وپیچیدگیهایش اصلا قابل کنترل ونظارت مرسوم نیست.
فرهنگ عزاداری به دلیل عدم وجود تعریف مشخص وعدم ارائه درست ان به جامعه اکنون بسیار پیچیده ومتفاوت است.انچه از عزاداری در ذهن عوام و خواص جامعه است طیفی بسیار گسترده اند که بعضا بایکدیگر متناقص و در مقابله اند.
صرفا لباس سیاه پوشیدن /صرفآ گوش دادن به مداحی /صرفا تماشای عزاداری از تلویزیون /حضور در جلسات عزاداری /حضور در جلسات سخنرانی با موضوع اهل بیت (طیف سخنرانان به عقیده وسبک دیدگاهایشان بسیار گسترده اند ) /حضور در دسته جات سینه زنی یا زنجیر زنی /حضوردر جلسات مداحی و سینه زنی و....
در هر کدام از موارد فوق که وارد شویم باز با طیفی گسترده مواجه می شویم از علائق وسلائق ودر هر شهری هم بر اساس فرهنگ خود طیف گسترده تری را مشاهده می کنیم .
مثلا موضوع سینه زنی خودش داستان مفصلی دارد از نوع و سبک های قدیمی ان مثل:واحد/ کلوخی /سه ضرب /ویا جدیدتر مثل :ارتشی /طبری/شور / ضربدری و...تا انواع رقص پاهای متفاوت تا روشهای وارداتی هندی وپاکستانی و...
بدنیست در اینجا این اطلاعیه را باهم مرور کنیم:
آجرک الله یا صاحب الزمان
عزاداری دهه اول محرم اهالی شهر......
روز اول عزای پیاده روی به طرف.......
روز دوم عزای سینه زنی
روز سوم عزای راه رفتن روی خار
روز چهارم عزای خاک برسران
روز پنجم عزای سنگ
روز ششم عزای غلتیدن برروی شیشه
روزهفتم عزای لطمه زنی برسروصورت
روزهشتم عزای زنجیرچاقویی
روزنهم عزای راه رفتن برروی اتش
روزدهم عزای بزرگ قمه زنی
روزسیزدهم عزای انگشتر تیغی
به سنت بازگردیم
احتمالا انچه راه است بازگشت به سنت های درست و ریشه دار است.منظور داشتن ریشه در سنت ها و سیره های دینی است.
انچه که از اهل بیت علیهم السلام نشات می گیرد.
نه هر انچیزی که قدیمی و سنتی است. سنت پیرایش شده با سنگ محک شریعت.
(البته پیرایه های روشهای عزاداری قدیمی قطعآ به اندازه افت های برخی از روشهای امروزی نیست .)
رسیدن به تعادل در روشهای عزاداری بسیار مهم است. تعادل یعنی رعایت عدالت در شئون مختلف واین یک مقام است.یک فضیلت است. فضیلتی بالاتر از افراط وتفریط ومیانه روی.
خلاقیت وهنرمندی وهوش وذکاوت، انجا خود را می نمایاند که بتوانیم سنتهای پیرایش شده خود در سبک و شیوه عزاداری رابا زبان امروزین برای نسل حاضرمعرفی و ارائه نمائیم تا این نسل خود رادر دل سنت ببیند وادامه دهنده راه باشد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
پاورقی!
1.مداحان دیروزی ویژگیها یی داشتند قابل ستودنی:حفظ خوانی اشعار/برای پول نخواندن/ به هر مجلسی نرفتن/ فقط اشعار قوی وبا معنا راخواندن/ برای عموم خواندن/ با شعر وشعرا مآنوس بودن/ پای منبر نشستن/ اهل معنا بودن و.... همه اینها از انها اسطوره هایی را می ساخت که کافی بود فقط یک سلام به امام حسین علیه السلام بدهند تا قلبها واشکها فرو بریزد.مانند مرحوم حاج اکبر ناظم، مرحوم حاج مرشد پنجه پور و....
2.پارچه های سیاه وهر انچه به امام حسین علیه السلام مربوط می شد تقدس داشت ودارد.سیاه پوشی خود مراسمی ویژه بود وپارچه ها با ادب و احترام باز ونصب وبعد از اتمام مراسم جمع می شدند ودر شکلی ویژه وبا احترام وبرای سال بعد در جائی مشخص قرار می گرفتند...
3.آداب نمی دانیم!
حضور در مجالس روضه وهیات ادابی دارد.تغییر این ادابها و روشها را می دانیم وبه جامعه و بخصوص نسل نوجوان وجوان انتقال داده ایم؟
اصلا چه مکانیزمی برای اموزشهای اینچنینی داریم؟ از یک "دست دادن" ساده تا" سلام کردن" گرفته تا اداب رفتن به مجلس ختم یا عروسی و...
شاید بدنباشد خود هیات هاو روحانیون و مداحان گرامی در این مسیر کارهایی انجام دهند.
4.می دانم که موضوعاتی که طرح کرده ام جای سخن بسیار داردو قصد نداشتم تا فقط به نفی واثبات مسائل بپردازم.اما اگر موافق باشیددیگر نکات را شما دوست عزیز بنوسید تا در ادامه بیاید....
به نظر من راه تعادل در این نیست که روشها تغیر کند بلکه اصلاح آن است و ما چون به بحث عزاداری سلیقه ای نگاه می کنیم در صورتی که اصل عزاداری این نیست به نظر من همان طوری که انسان در طبیعت اخلال درست می کند ما انسانها نیز با دل خود سلیقه خود فرع را ترجیح مدهیم به اصل. به امید آن روز که عزاداری مورد عنایت حضرت زهرا (ع) قرار گیرد یاحسین
نام:محمد فرشادفرد | دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ | ۱۲:۱۵:۲۸با سلام به استاد گرامیم یک مقدار هم از حسن جلسات امروزی صحبت میکردید .البته من موافق با افراط و یا ورود مکروه به مجالس نیستم ولی به نظر من سید جواد هایی امدند تا حالا در بسیاری از جوانان دقدقه امام حسین و هیئت هفتگی بشود . به امید دیدار
نام:امید محمدیان | جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹ | ۱۵:۳۳:۵۹سلام. بهانه ها را لینک کردم. نمیدانم چرا زودتر اینکار را نکردم!
نام:شورشگر | سه شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۹ | ۱:۳۱:۲۲سلام مسایلی که فرموده اید را بنده هم مواجه شدم. یکی از دبیرستانی های فامیل مراجعه کرد و مشاوره میخاست برای هیاتی که میخاستند تاسیس کنند میپرسید چطور میشه مکانی برای هیات تامین کرد؟ چطور از سخنران مداح های معروف دعوت کرد؟ و... جالبه که تاسیس هیات در شهر ما اپیدمی شده!!!
نام:تکاور | شنبه ۲۵ دي ۱۳۸۹ | ۲۰:۰۲:۱۰به نظر یر قابل اجراست که بتوانیم به سبک گذشته برگردیم،چرا که هر چیزی که تییر می کند دیگر به شکل اولیه و واقعی خود بر نمی گردد بلکه کپی قبل می شود که به هر حال با نسخه اصلی اش متفاوت است... اما اینکه شما طرح موضوع کرده اید عملی بسیار مفید خواهد بود و امیدوارم گوشهای شنوایی وجود داشته باشند/اعلایی
نام: | چهارشنبه ۲۲ دي ۱۳۸۹ | ۲۰:۲۵:۵۷سلام ... فرمودید قطار به راه افتاده است باید عرض کنم موشک به راه افتاده و با سرعت زیادی پیش میرود... یکی از دوستان منو امسال در محرم به یک مراسم دعوت کرد که اسمش حسین پارتی بود ... من نرفتم ولی اون دوست (به اصطلاح دوست) میگفت در این پارتی همون آداب مرسوم در پارتی های شبانه با بهانه ی امام حسین اجرا میشه ... ممنون از سایت پر محتوا تون همیشه استفاده میکنم
نام:حسن کوشکیان | دوشنبه ۲۰ دي ۱۳۸۹ | ۱۱:۰۵:۴۶با سلام ممنون از اينكه با نگاهي دقيق طرح موضوع كرديد. آيا براي احياي سنت ها در فضاي فرهنگي امروز (متأثر از مدرنيته)هم به نتيجه اي رسيده ايد؟
نام:سيد رسول | يكشنبه ۱۹ دي ۱۳۸۹ | ۱۷:۲۵:۲۸سلام و ممنون از اینکه بالاخره کمی تیز تر وارد مسایل مربوط به عزاداری شدید...اینکه گفتید باید به سنت بازگردیم حرف درستی استوقطعا عمده آسیبهایی که به این موضوع وارد شده به همین دلیل است اما باید کارشناسان در این موضوعات وارد شوند و نظر بدهند وسخنرانان هم آن دیدگاهها را نشر دهند.این عمل شما از همین مصادیق است و امیدوارم قلب حضرت ولی عصر از شما راضی باشند.
نام:احمد رضا لباف زاده | جمعه ۱۷ دي ۱۳۸۹ | ۱۹:۴۷:۳۵سلام اقای ملتجی چرا اگر چیزی را نمی پسندید یا با ذایقه شما سازگار نیست آن را نهی می کنید؟کی ما اسیر مدلهای وارداتی شده ایم؟خون حسین علیه السلام همیشه در جوش است و در این مسیر جوانان را با خود به حرکت در می آورد.آن مداحانی که ذکر کرده اید این هنر را داشتند که به درخواست شور و هیجان جوانان در مسیر اهل بیت پاسخ دهند اما دیگران چه؟ ضمنا از مطالب سایتتان استفاده می کنم اما در این موضوع باید دقیق تر وارد شد
نام:جعفری | جمعه ۱۷ دي ۱۳۸۹ | ۱۹:۴۳:۴۱آیا واقعا چنین برنامه ها و مدلهای عزاداری در ایران هست؟من تا حالا فکر می کردم فرهنگ عزاداری ما فقط گرفتار برخی از کج فهمی ها و خرافات است اما این اعلامیه شما نوشته اید اگر راست باشد که اوضاع ... اگر هم که درست نیست و ذوق خودتان است به نظر من کار درستی نیست.
نام:م.بهبهانی | جمعه ۱۷ دي ۱۳۸۹ | ۱۹:۳۸:۴۰این سین مراسم عزاداری طنزه یا واقعیت؟!
نام:حامد | جمعه ۱۷ دي ۱۳۸۹ | ۱۱:۳۲:۲۷ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء وهدی و رحمه و بشری للمسلمین (نحل:۸۹) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمین است! اسلام و مسلم نقشه دارد پی دارد ستون دارد 14 مهندس ناظر دارد ! سر میش می بریم بجای خویش و نیش می گذاریم بجای ریش ! حسین را نمی شناسیم وای به آن روز بزرگ ! آن روز که حسین شرم داشته باشد از حسینیان ! حکایت امروز ما "آب که بست بشه، خیلی ها ابوعطا می خوانند! " سرنا را از سر گشاد می زنیم و خرما را از سر شمشاد !!
نام:سعید بهداد | پنجشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۹ | ۱۰:۵۱:۱۱سلام موفق باشید
نام: | پنجشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۹ | ۰:۱۸:۱۶سلام انسان وقتی ازلحاظ درونی اعجاج نداشته باشه به راه خودادامه میده . قالب های مجازی مدتی به انسان آرامش کاذب میده ، ولی این مجازآرامش پایداری نداره. اگردرفضای احساسی مسثقرشدیم خیلی چیزها رانمی تونیم ببینیم،درسطوح مختلف نقش آفرینی می کنیم و پیروی ازچیزهایی که یقین نداریم می کنیم . مادرچه مرکزفرماندهی هستیم؟ چراجاذبه اون ها بیشتره؟
نام:علی هادی | چهارشنبه ۱۵ دي ۱۳۸۹ | ۱۹:۲۷:۱۷سلام من به تازگی به جمع خوانندگان بهانه ها پیوستم(حدودا دو هفته)دیشب از تلویزیون بحثی را شنیدم در مورد نمادو قالب های عزاداری و امروز این متن را در سایت شما خواندم آنچه به نظرم می رسد این است که تفاوت های شیوه عزاداری دیروز و امروز به این دو کلمه برمی گردد.عشق و معرفت یا معرفت و عشق
نام:صدرا | سه شنبه ۱۴ دي ۱۳۸۹ | ۱۵:۰۱:۱۶ممنونم که هر مطلبی به سایت اضافه میشه برای حقیر smsارسال میکنید مطالب سایت خیلی خیلی جالب بود این اولین باره که من سایت بهانه هارو باز میکنم ولی مطالب قبلی و قدیمی رو هم خوندم به امید موفقیت روز افزون شما یاعلی
نام:محمد حسن رمخواه | سه شنبه ۱۴ دي ۱۳۸۹ | ۱۱:۴۹:۱۱واقعیت غیر از این نیست عالی بود
نام:hldk | سه شنبه ۱۴ دي ۱۳۸۹ | ۱۱:۴۶:۵۳salam shayad behtar bod mahmod karimi ra ham dorost naghd mikardid.besyari az in masael be sabk va modelhaye uo barmighardad
نام: | سه شنبه ۱۴ دي ۱۳۸۹ | ۰:۲۳:۲۲سلام خيلي خوب بود ولي اي كاش اين مباحث قبل از محرم شروع شده بود و نتايجشان را در مراسمات امسال مشاهده مي كرديم . مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم فرورفت از غم عشقت دمم دم میدهی تا کی دمار از من برآوردی نمیگویی برآوردم شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز میجستم رخت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردم کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم تو خوش میباش با حافظ برو گو خصم جان میده چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
نام:مصطفي | دوشنبه ۱۳ دي ۱۳۸۹ | ۱۳:۴۳:۴۷با سلام جالبه اینکه هم سنتی خوبه هم جدید نمیدانم چه بگویم اما می دانم باید در عزاداری امام حسین علیه السلام دقت فراوان شود حالا به هر صورت چند روز ژیش بابرادران ترک و کرد و لر وعرب درحال مذاکره بودم که هر کس از نژاد خود دفاع می کرد اما من با توجه به حرف هایشان فهمیدم که همه ی آنها یک چیز را میگویند وآن اینکه ما اریرانی هستیم و به همین می بالیم این داستان بلاتشبیه به داستان ونوع عزداری امروزی و دیروزی فقط یک چیز را می گوید السلام علیک یا ابا عبدالله همین و بس . در ادامه باید بگویم که توجه به زیر شاخه های موضوع راحتر میتوان تصمیم گرفت آقا وحید لطفا ادامه دهید با تشکر
نام:حمید | يكشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۹ | ۲۱:۳۵:۱۳اگر مداحان به جاتی جیغ زدن .داد وفریاد تحقیر اهل بیت و دیگر کارهای بیمورد چند کلمه مقتل می خوندند ازمنبع معتبر یازیارت ناحیه مقدسه همچنین خودشان را از لحاظ معرفتی وتذهیب نفس کامل میگردند عزاداری های ماجلوه دیگری داشت
نام:شهاب شهابی | يكشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۹ | ۲۱:۲۰:۰۲خدا عاقبتمون رو به خير كنه
نام:سرخوش | يكشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۹ | ۲۰:۴۳:۱۰