ورود شب آفتابي در عرصه ابزارها و روشهاي انتقال پيامهاي فرهنگي ديني در كنار مزايا و نكات خاص و ويژهي خود، در حوزه فعاليت فرهنگي هنري، دشواريها و سختيهايي هم ايجاد مينمايد. به خصوص آنجاهايي كه اقتدار كليشههاي رايج در اين زمينه فرو ميريزد و مخاطب در مقايسهاي ساده و اوليه درمييابد كه با اثري فاخر و ارزشمند روبروست.
ورود شب آفتابي در عرصه ابزارها و روشهاي انتقال پيامهاي فرهنگي ديني در كنار مزايا و نكات خاص و ويژهي خود، در حوزه فعاليت فرهنگي هنري، دشواريها و سختيهايي هم ايجاد مينمايد. به خصوص آنجاهايي كه اقتدار كليشههاي رايج در اين زمينه فرو ميريزد و مخاطب در مقايسهاي ساده و اوليه درمييابد كه با اثري فاخر و ارزشمند روبروست. بنابراين طبيعي است كه ديگر پذيرش روشهاي قديمي و تكراري و غيرخلاقانه را همچون گذشته نداشته باشد.
گرچه استفاده از روش "برنامه تركيبي" در انتقال پيام در ايران در ابتداي راه است و هنوز كه هنوز است برگزاري مراسمات رسمي مانند روزهاي ملي، اعياد و سوگواريهايمان، برگزاري همايشها و كنگرهها و بزرگداشتهايمان به شكل سخنران محور ، همراه ، با نگاه زينتالمجالس و تفنني و فرعي به مقولهي فرهنگ و هنر شكل ميگيرد.
اما شب آفتابي و اين سبك از اجرا نشان داده كه رقيبي بسيار جدي و قوي براي روشهاي روزمره و كليشهاي است و اين زنگ خطري است براي متوليان و تصميمگيرندگان عرصهي فرهنگ و هنر! شب آفتابي آستانهي هيجان مخاطب را بالا ميبرد، كاري نو، و خلاقانه به او نشان ميدهد، چيزهايي كه ساليان سال فقط شنيده را برايش به عينيت در ميآورد و با داشتههاي خود كه هر كدام هم قابل توجه است وارد رقابت و يا دوئل با فيلم، تصوير يعني سينما و تلويزيون ميشود ،رقابتي كه خطرات جدی براي فيلم در بر خواهد داشت.
به اين اتفاق و خطر البته از زاويهاي مثبت هم ميتوان نگاه كرد. چرا كه در صورت فراگيري به مرور زمان خواستگاه اصلي مخاطب يعني ذائقه و سليقه و درك و فهم او را نشانه رفته و به تدريج باعث ارتقاء و رشد و دگرگون شدن آن ميشود و اين فراتر از مُدسازي و تنها ارائه يك سبك از كار در كنار ديگر سبكها است. بلكه از اساس زمين بازي را عوض كرده و مخاطب خود را متحول ميكند.
حال اگر با دقت نگاه كنيم درخواهيم يافت كه اين تحول شايد همان چيزي است كه در ساليان اخير در عرصهي فعاليتهاي فرهنگي به دنبال آن هستيم. يعني تنها راه اساس و صحيح مقابله با تهاجم فرهنگي.
با بالا بردن سطح فرهنگ و دانش فرد و با بالا بردن فهم فرهنگي و هنري او، قطعاً ديگر هر محصول نازل و كممايه در ديدگان مخاطب ارزش نخواهد داشت و به دليل سطح سليقه و فهم ارتقاء يافتهي مخاطب ايراني تنها اين اثر فاخر و متعالي فرهنگي هنري است كه خود را نشان داده و تأثير ميگذارد.
اين مساله صرفاً معطوف به شب آفتابي نيست. مگر نه اينكه تنها راه مقابله با هر اثر ضعيف و مبتذل فرهنگي كار اثباتي به معناي ارائه محصول مفيد و قوي و ارزشمند است. پس:
مداحيها، سخنرانيها، موسيقيها، كتابها، تبليغات شهري، فيلمها و سريالها، نمايشها و ... و ديگر عرصههايي كه بر فرهنگ و دين مردم اثرگذار هستند بايد با توليد و عرضهي آثار مطلوب و فاخر ذائقه و سليقه و فهم مردم را رشد دهند تا هم انسان را در سير تعالي و حركت به سمت انسان كامل ياري كنند و هم از شر فرهنگهاي بيگانه و اهريمني مصونسازي نمايند.
شب آفتابي كه خود نمونهاي ارزشمند و فاخر از يك اثر هنري در تبليغ و تعميق فرهنگ اسلامي است، اين قابليت را دارد كه با رعايت ظرافت و دقت و طراحي درست قابل تعميم و الگوبرداري در مواجهه با تهاجم فرهنگي دشمن و ارائه آثار ارزشمند هنري باشد.
در اين ميان كار براي تصميمگيرندگان و مؤثران عرصهي دين و فرهنگ سخت است.
چرا كه در برههاي حساس از تاريخ در آستانهي انتخاب و تصميمي مهم قرار دارند.