قبول دارم که الان دغدغه اصلی مردم و مسئولان مسائل اقتصادی و سیاسی و بعضاً اجتماعی است ...
اما بنده بر اساس نگاه خودم هنوز که هنوز است ریشه همه این ماجراها را در مسائل فرهنگی می دانم . برای همین هم هست که نوشته هایم خیلی وقت ها ربطی به مسائل روز جامعه ندارد .(و اصلاً مگر باید داشته باشد؟)
بگذریم ...
سلام خلق الله
قبول دارم که الان دغدغه اصلی مردم و مسئولان مسائل اقتصادی و سیاسی و بعضاً اجتماعی است ...
اما بنده بر اساس نگاه خودم هنوز که هنوز است ریشه همه این ماجراها را در مسائل فرهنگی می دانم .
برای همین هم هست که نوشته هایم خیلی وقت ها ربطی به مسائل روز جامعه ندارد .(و اصلاً مگر باید داشته باشد؟)
بگذریم ...
چندی پیش جلسه ای در مرکز مطالعات راهبردی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان برگزار شد . فضای جلسه خیلی خودمانی و صمیمی بود و دانشجویانی با دغدغه های فراوان برای کار تشکیلاتی دور هم جمع شده بودند .
بخش اول جلسه گفتگوهای دو طرفه بود و بچه هادیدگاه هایشان را مطرح می کردند .
بخش دوم جلسه هم ادامه بخش اول جلسه بود !
گرچه شاید بحث خیلی بسته بندی و پخته نباشد اما بالاخره باید آب دریا را کشید!
بسم الله الرحمن الرحیم
تشكيلات يك ابراز است، اصلاً اين قدر که در ذهن بعضی هاست قداست ندارد، به نظر من اين گونه نيست. تشكيلات يكي از لوازم كار است. و در هر كاري، لزوم سازماندهي كردن، يك مسأله مشخصي است. اما اين قدر كه بخواهد خودش محور بشود، اصولاً ايراد دارد. وقتي ميگويند تشكيلات، من هميشه ميگويم بعدش چي؟ به فرض ما تشكيلاتي را هم ساماندهي كرديم بعد قرار است چه اتفاقي بيافتد؟ اين سؤالي است كه ما اكثراً نميدانيم و اگر هم بدانيم، به نتيجهاي در مورد آن نرسيدهايم. بنابراين با صحبتهای شما عزیزان و دغدغه هایتان من به اين نتيجه رسيدم كه درباره مهندسي فرهنگي با هم صحبت كنيم. چون احساس ميكنم، آن مايعي كه بايد درون اين ظرف تشكيلات ريخته بشود، همين است. توي سؤالات شما هم مشخص شد كه شما هم دنبال همين بحث هستيد كه
الآن چه بايد كرد؟
همه شما لزوم تشكيلات را ميدانيد. همه شما به اين نتيجه رسيدهايد، مسألهاي عقلي است. علما هم به اين نتيجه رسيدهاند و لزوم آن را تبیین کرده اند، با تجربهها هم به اين نتيجه رسيدهاند . ما هم كه وارد اين بحث ميشويم ميبينيم اين ابزار لازم است. اما اين كه «چه بايد بكنيم» مسأله است. و اين است كه ما دچار مشكل هستيم. و حتي ممكن است درون اين «چه بايد كرد» تشكيلات زير سؤال برود. يك جايي به نتيجه برسيم كه آن تشكيلاتي كه درون ذهن ماست، اصلاً لازم نيست و باید اتفاق ديگری بيافتد. لذا من فكر ميكنم بايد ابتدا هدف طراحي بشود، مسير مشخص بشود، آنگاه ببينيم كه بايد از چه ابزارهايي استفاده كنيم.
فرهنگ و مهندسي فرهنگي:
شما تعريف فرهنگ را زياد شنيدهايد . در دايرهالمعارف معاني متعددي دارد حتي مرحوم علامه جعفري در يكي از آثارشان، بنا به تحقيقي، بیش از صد و پنجاه تعريف براي فرهنگ يافته بودند. مجموعهاي از آداب و رسوم و عقايد و مذهب كه نام فرهنگ را بر آن ميگذارند. اين تعريفي كلي از فرهنگ است . من تعريفي پيدا كردم از كار فرهنگي، چون اين را جايي ندیدم و به دنبال آن بودم . از مجموعهي فعاليتها و تجربيات و صحبتها به نتيجه رسيديم كه كار فرهنگي يك فرآيند است فرايندي است . بين چهار عنصر، اين چهار عنصر عبارتند از: 1
-اخلاق: به معناي كرامت انساني
2- دين: به معناي بايدها و نبايدهاي الهي
3- دانش: به معناي علم و دانستهها
4- هنر: به معناي بيان زيباييهاي هستي
اين چهار عنصر كه با هم جمع شود، خروجي آن ميشود يك «كار فرهنگي» يعني كار فرهنگي، خروجي اين چهار عنصر است. من اين چهارچوب را جاهاي مختلفي تست كردم، هر جايي كه کار فرهنگی ايراد داشت، ميديدم در اين چهارچوب، جاهايي ايراد وجود دارد. يعني يك بخشي از آن درست عمل نميكند، بنابراين خروجي آن، خروجي درستي نيست. هر جا اين چهار عنصر جمع شود و درست هم عمل شود، خروجي آن ميشود يك كار فرهنگي خوب و مفيد.
كار فرهنگي در جمهوري اسلامي اصلاً شناخته شده نيست. كار فرهنگي را حرفه اي نميدانند، در صورتي كه كار فرهنگي، كاري صد در صد حرفهاي است، حرفهاي بدين معنا كه بايد مجموعهاي از عوامل كنار هم جمع شود ، آدمهايي كه در اين عرصه قرار ميگيرند، بايد اطلاعات كاملي داشته باشند. كار فرهنگي يك كار كارشناسانه، دقيق و علممدار است، نظارت لازم دارد، وقتگذاري لازم دارد. و اين مسألهي است كه ما بسيار تلاش كرديم كه بفهمیم و بفهمانيم که كار فرهنگي وقت ميخواهد . يك كار 24 ساعته است ، عمدتاً كساني كه ميخواهند كار فرهنگي كنند، حاشيهاي به آن ميپردازند. يعني فرد كار ديگري ميكند و در كنارش كار فرهنگي هم انجام ميدهد. حتي كساني كه حرفهاي عمل ميكنند مثلاً خيلي از روحانيون كار فرهنگي ميكنند و گروهی هستند كه بايد 24 ساعته كار فرهنگي كنند، اما اين گونه نيست، اشتغالات ديگرشان زیاد است . بسياري از مسئولين فرهنگي، اشتغالات زياد غیرکار اصلی دارند.
كار فرهنگي هزينه ميخواهد، برنامهريزي مدون و مشخص ميخواهد. نیروهای کارشناس و با تجربه و خلاق می خواهد ، اگر اين عوامل جمع شود، ميتوان گفت تا حدي نگاه به آن، به صورت حرفهاي است.
تعريفي ديگر كه از كار فرهنگي ارائه ميدهند، آن را به معناي «فلاحت» ميدانند به معناي «كشت». يعني فرايند گشت را در كار فرهنگي قائل هستند. يعني كاشت، داشت، برداشت. براي اين كه به نتيجه برسد، بايد تمام آن مسير طي شود و اين مستلزم نگاه حرفهاي است و اين چيزي است كه عمدتاً افراد نميدانند، گروههاي فرهنگي چه دولتي و چه مردمي، نگاهشان، نگاه حرفهاي نيست. البته نگاه حرفهاي با نگاه اداري متفاوت است. نگاه حرفهاي چيز ديگري است.
فرهنگ:
فرهنگ در جوامع سه گونه است و با نسبت دین تعریف می شود . ارتباط فرهنگ با دين، ارتباط تنگاتنگي است. ما در جامعه اسلامي، اين دو را بر هم منطبق ميدانيم. يعني اعتقاد داريم يك كار فرهنگي، دقيقاً يك كار ديني است. جامعه ديني يك جامعه فرهنگي است. چون اعتقاد داريم دين اسلام، دين آخر است، مجموعهاي كامل است. بنابراين اگر كامل عمل بشود، آن اتفاقي كه در نهايت رخ ميدهدیعنی خروجی، يك كار كاملاً فرهنگي ميشود. اين تعريف در جوامع ديگر مختلف است، در بعضي جوامع دين بخشي از فرهنگ است ، دردين محدود است به يك سري آداب و رسوم خاص، پس اگر قرار باشد كار فرهنگي ما برابر كار ديني باشد، كساني كه سردمداران دينمداري هستند يا شعار آن را ميدهند، يا در اين زمينه واقعا کار می کنند . اينها آدمهاي اصلي در جبهه فرهنگي هستند. علما و روحانيون آدمهاي اصلي هستند، امثال ما ميشويم، نفرات بعدي ، اما الآن بالعكس شده است. روحانيت بايد اين فلش اصلي را جهت دهد و جلو ببرد. به اين دليل كه كار فرهنگي با كار ديني، انطباق كامل دارد.
و اما مسأله ديگر اين كه ما در كار فرهنگي، مقوله اي داريم به نام «كارتربيتي» و در صحبتهاي شما هم بود. اين دو با هم و در كنار هم قرار ميگيرد. فرايند شخصيتسازي و تقويت احساس ارزش و كرامت نفس در يك فرد را كارتربيتي ميگويند.
به گونهاي كه عواطف ديني شخص، تحت تأثير قرار بگيرد. كه اگر اين فرايند به خوبي عمل شود، به ايمان تبديل ميشود. اين تعريفها و اصطلاحات را بيان ميكنيم كه تا حدودي به آن اصالتها برگرديم. چيزهايي كه بعد ميخواهيم به آن برسيم.
ابزارهاي كار فرهنگي:
ابزارهاي كار فرهنگي مختلف است. ابزار آن چه از امكانات مادي و معنوي است كه ما را در رسيدن به هدف ياري ميكند.
حال يك سؤال مهم مطرح ميشود (كه شما هم دغدغه آن را داشتید) اینکه خود انسانها در اين ميان چقدر نقش دارند؟ آيا انسانها در كار فرهنگي، ابزار هستند؟ پاسخ اين است كه در بعضي از كارها هر دو نقش است. يعني در يك كار تشكيلاتي انسانها، هم براي ما ابزارند، هم براي ما هدف هستند، هدف به اين معنا كه، همه هدف ما، ساخته شدن همان انسانهاست. يكي از ديدگاههاي شهيد بهشتي همين است كه تشكيلات را مساوي خودسازي ميدانند. لذا از اين زاويه براي ما هدفند. حالا ما براي رسيدن به اين اهداف، به همين آدمها هم نياز داريم. و از اين زاويه آدمها، ابزارند، حالا بعضي جاها ابزار بودن آدمها را تأكيد ميكنند. بعضي جاها، هدف بودن آنها را تأكيد ميكنند.و تقريباً اكثر گروههايي كه خیلی به نتایج روشنی نميرسند اين دو گروهاند که يا فقط نگاهشان ابزاري صرف است يا نگاه هدفي صرف دارند. اينهايي كه ميگويند هدف است، هيچ كار ديگري انجام نميدهند، تشكلهايي كه كار اجتماعي انجام نميدهند، عمدتاً چنين گروههايي هستند، يعني اعتقاد دارند لزومي ندارد افراد براي ما وقتگذاري كنند. يا در مسير از آنها استفاده كنيم. اين كه ما مسئوليت اجتماعي داريم براي اين گروهها چندان مهم نيست، بيشتر فرد براي آنها مهم است.
بلعكس گروههايي را هم داريم كه صرفاً اجرايياند. فقط كارهاي اجرايي انجام ميدهند، كارهاي محتوايي انجام نميدهند. و در واقع هر دو نگاه ضعف است.
در خود اصفهان، ما 12 سال قبل يك كار تحقيقاتي انجام داديم. به همين نتيجه رسيديم كه گروههاي مطرح فرهنگي شهر به دو گروه تقسيمبندي ميشوند: يك گروه افرادي كه معتقد بودند افراد بايد بيايند اينجا و سير رشد خود را طي كنند، به نوعي خودسازي باشد. هيچ گونه مسئوليت اجتماعي از افراد انتظار نداریم نه اين كه براي آنها تعريف نكنيم اما وادارشان نميكنيم كه وارد اين حيطهها بشوند. بنابراين ما يك سري كانونهاي دانشآموزي و كانونهاي فرهنگي داشتيم كه آدمهاي خوبي هم در دلشان پرورش مييافتند، اما بروز بيروني نداشتند. بروز شهري نداشتند، فعاليتهاي اجتماعي تاثیر گذار نداشتند.
يك دسته هم گروهي بودند كه همه فعاليتشان ، فعاليت اجتماعي بود. اين دسته بروز ظاهري و بعد تعظيم شعائري بسيار خوبي داشت، اما وقتي وارد تشكيلات آنها ميشديم، ميديديم تشكيلات آن به صورت هيئتي به معنايي كه حساب و كتاب خاصي ندارد، بود. اما هيچ نمونهاي پيدا نميشد كه هر دو بال را در كنار هم داشته باشد. يعني هم به بحث خودسازي پرداخته باشد و هم به بعد مسئوليت اجتماعي و تعظيم شعائر پرداخته باشد. و در اين زمينه نظر كارشناسان هم مختلف بود. و اين براي ما دغدغه بود تا اين كه در سال 86، اين سؤال را از محضر رهبر معظم انقلاب پرسيديم كه چه بايد كرد و تکلیفمان تا حدودی روشن شد .
جايگاه هنر در كار فرهنگي:
اصولاً كار فرهنگي كه در آن هنر نباشد، ناقص است ، آن چهار عنصر قطعاً يك پايه اش هنر است و اگر هنر نباشد، قطعاً اين سه پايه خواهد بود و از يك طرفي سقوط ميكند . دليل هم، اين است كه هنر رمزآلود است. يعني فضاي هنري در هر رشتهاي رمزآلود است و اين باعث جذب بيشتر و هم تأثير بيشتر كار ميشود . خروجي لطیف و قابل توجه می شود . پس استفاده از هنر به اين دليل، قطعاً به عنوان يك ابزار قوي شناخته ميشود.
نهادها و دستگاههاي فرهنگي:
من اين نهادها و دستگاهها را سه بخش ميكنم و اينها جايي مكتوب نيست و اين نقطه ضعف ماست. منبعي جامع و مدون و درست در زمينه كار فرهنگي ابعاد و عمق خروجی آن وجود ندارد. دسته اول رسانهها هستند. رسانهها منظور تلويزيون، اينترنت، ماهواره (چون در جامعه ما ماهواره با تلويزيون متفاوت است، ما آن را جدا ميكنيم كه طبق آخرين آمار شوراي فرهنگ عمومي ، حدود 70 درصد از ماهواره استفاده ميكنند)، موبايل و مطبوعات (اعم از كتاب و نشريه و روزنامه) است. اينها رسانههايي هستند كه تأثيرگذاري دارند بر فرايند فرهنگ. فرهنگي كه ما تعريف آن را گفتيم.
-دسته دوم دستگاهها هستند.
كه عبارتند از حوزه، دانشگاه (از زير شاخههاي هر كدام ميگذريم)، تريبونها (سخنرانيها، جلسات)، نهادهايي كه كار فرهنگي ميكنند. يك سري نهادهاي مربوط هستند، يعني از رسالت آنها، كار فرهنگي است، يك سري نهادها، رسالتشان كار فرهنگي نيست اما كار فرهنگي ميكنند، چرا اين كار را ميكنند؟ كلي حرف دارد. يا چون زرنگ و فهميده هستند،
دارند چنين كاري ميكنند و يا اين كه حساب، كتاب در عرصه فرهنگي نیست ! دارند اين كار را انجام ميدهند. نهادهاي مرتبط مثل شهرداري، سپاه يا همان بسيج، سازمان تبليغات، سازمان ملي جوانان ، وزارت ارشاد و ... كه اجازه دارند و بايد كار كنند. نهادهاي غير مرتبط هم مثل نيروي انتظامي، كه دارد به شدت در جامعه فرهنگ سازي ميكند، اداره آب و برق و آتشنشاني، پليس راهور، اداره كار و ...
و مشخص است منظور از كار فرهنگي اين نهادهای غیر مرتبط چيست. از پلاكاردهايي كه به هر مناسبت براي كار خود ميزنند (اين نوعي كار فرهنگي است اگر كمي دقيق بشويم). تا افتتاح يك پروژه از باطن آن تا مثلاً تبليغات مرتبط آن، كار فرهنگي است، اما به اينها در جامعه ما دقتي نميشود تا جاهاي دیگری كه فرهنگ سازي ميكنند، چون از نظر ريالي به نفعشان است مثل كاهش مصرف آب و برق و بستن کمربند ایمنی و ... .
-دسته سومي كه در زمينه فرهنگي كار ميكنند، گروهها و فضاهاي اجتماعي است، اولي خانواده كه تأثيرگذارترين است. الگوهاي اجتماعي كه به جامعه عرضه ميشود مثل خوانندهها، ورزشكاران، ستارگان و مثلاً نخبگان در يك سري از بخشها و ... و مكانهايي كه در آن اتفاقات فرهنگ ساز ميافتد مثل استاديومهاي ورزشي كه فوقالعاده فرهنگي است، مثل قهوهخانهها كه هم در گذشته و هم در نسل جديد دارد جاي خود را باز ميكند كافينتها، تاكسي، اتوبوس، مترو، هيئتها، گروههاي فرهنگي، NGO ها و ... ببينيد اينها، همه دارند كار فرهنگي انجام ميدهند. حالا اينها همه در سه گروه ذکر شده كار فرهنگي انجام ميدهند كه شما هم بخشي از همينها هستيد، در تشكيلات خودتان، در كجاي كار هستند؟ آيا با تعريفي كه از كار فرهنگي كرديم، همه اينها طبق تعريف جلو ميروند؟ درست عمل ميكنند؟ کار یکدیگر را تکمیل می کنند ؟ و در مجموع ، فرآیند کار فرهنگی در نظام درست صورت می پذیرد؟ اين يك نكته است.
جبهه فرهنگي انقلاب
مقام معظم رهبري بحثي را در مورد جبهه فرهنگي انقلاب، قبل از بحث مهندسي فرهنگي مطرح نمودند. كه به هيچ كدام (طبق معمول) توجه درستی نشد. چون كارهاي سختي كه ايشان مطرح ميكنند، كسي به آن توجهي نميكند. مثل ميدان جنگ نظامی كه ما سه رده داريم، رده فرماندهان، رده ستاد و رده صف، در جبهه فرهنگي هم، همين اتفاق باید بیافتد . يعني طبق تئوري مقام معظم رهبري، ما بايد اين سه رده را اين طرف داشته باشيم.
ما بايد كساني را داشته باشيم تا اينها ، رهبري و فرماندهي فضاي فرهنگي ما را در مملكت و بر اساس اصول و ارزشها و داشته های فرهنگی و علمی تطبیق بدهند و دستورات لازم را طراحی و صادر کنند . الان تا چه حد اين اتفاق ميافتد؟ مثلاً در شهر اصفهان چه كسي دارد فضاي فرهنگي شهر را فرماندهي ميكند؟ هيچ كس!
اما عملاً اين اتفاقات فرهنگي رخ ميدهد و مردم در مسیرهایی حرکت می کنند. من بيش از اين وارد نميشوم، چون به خيلي جاها برميخورد: ما شوراي فرهنگ عمومي داريم، اين شورا مسئولینش چه کسانی هستند؟ اعضایش چه كساني هستند؟ كاش ميشد، ميرفتيم و ميديديم كه چه آدمهايي، سر چه موضوعاتی بحث ميكنند، چه تصميماتي گرفته ميشود و ...
اين واقعيتي است كه در جامعه ما دارد اتفاق ميافتد.
جبهه فرهنگی در قدم دوم ستادي دارد كه بايد منويات فرماندهي را، برنامهريزي كنند، منويات را به برنامه تبديل ميكنند تا بتوان آنها را در شهر عملي كرد. و سوم يك صفي داريم كه بايد در خط مقدم بجنگند. در خط مقدم جبهه فرهنگی درگير هستند و مشغول تک و پاتک و نگهبانی هستند.
همانطور كه مثل يك جنگ نظامي يك گروه عمل كننده ميشوند و يك گروه پشتيبان، گروهی تداركات، (اصلاً در جنگ يك گروه فقط وظيفه دارند كه غذا تهيه كنند و اين خود پروژه مهمي است) يك بخش توپخانه، يك بخش نيروي زميني، هوايي، دريايي و ... ، اين تقسيمبنديها بايد در كار فرهنگي و جنگ فرهنگی نيز صورت گيرد. فرماندهي دستور را صادر كند، ستاد برنامهريزي كنند و دستور را به برنامه های اجرايي تبديل كنند و بوسيله تيم اجرايي عمل كنند.
چه اتفاقي در حال رخ دادن است؟
واقعاً امروز اين ردهبندي، اتفاق ميافتد؟ يعني بايد برای شما طبق يك سيستمي مشخص، همه اين برنامهها مشخص باشد. سؤالاتي كه خود شما پرسيديد و ما هم درگير آنها بودهايم. يعني يك سري آدمهايي كه بلد نيستند كه بايد چه كار كنند، اينها هم بايد براي خودشان برنامهريزي كنند و هم براي ديگران. اين مشخص است كه نتيجه نميدهد. از كجا مشخص است؟ تجربهي سالهاي گذشته، اين را نشان ميدهد.
و يكي از دلايل همين است كه سالهاست كه اين دور تكرار ميشود. يعني دوباره نسل جديد شما ميآيند و نسل قديم شما ميروند و باز همين اتفاق ميافتد ... ادامه دارد ... .
پا ورقی :
1.مهندسی فرهنگی چیست و کیلویی چند است؟
البته قبول دارم که به جنس ، فروشنده و کشور تولید کننده بر می گردد و برای همین هست که تا حالا هنوز نمی دانیم اوضاع چه جوری است و چه باید کرد و همینطور مشغول فعالیت و دور زدن هستیم . امید که سرمان گیج نرود!
سلام بر همه دوستان
از لطفتان ممنونم و از اینکه این پست طولانی معذرت.امیدوارم تذکارتان در ادامه مسیر روشنگر راه باشد و چراغی را در هزارتوی راه فرهنگ و دینمان روشن نگاه دارد.
با سپاس از همه دوستان به ویژه:احمد رضا/امیری/موسوی نسب/علی هادی/تسلیمی/قاسمی/محلاتی/خیلی اشنا/سعادت/پناهی/علی و...
نام:وحید ملتجی | يكشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۴۲:۳۱
سلام
تنها راه آزادی ازاین زندان ها ، نور" آگاهی " است ونیروی " ایمان " .آگاهی " واقعیت شناسی " است وایمان "حقیت پرستی" .نخستین ،شناخت میدهدودومین حرکت . آمیزه ای ازاین دو است که تکامل ونجات رابرای آدمی تامین می تواند کرد.
واما هنر:
وجد عارفانه وشادی آفرینش هنری رایکی می داند : "هنرهمانند مذهب آنچه راکه به زبان نمی آید ودروصف نمی گنجد بیان می کند".
دکترعلی شریعتی
نام:علی هادی | شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۴۲:۴۹
سلام / وحیدم ، همه ی حرفات درست ، ولی کو گوش شنوا و کجاست آدمای این کاره ...خیلی موضوع کار فرهنگی مظلوم که هر ننه قمری دم از اون میزنه !!!
نام:مسعود پناهی اصفهانی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۸:۴۶:۳۳
سلام آقا وحید
در مورد بحث"مهندسی فرهنگی چیست و کیلویی چند است؟"
از این جمله تون خوشم اومد:
"نسل جديد شما ميآيند و نسل قديم شما ميروند!"
یه ایراد بنی اسرائیلی:
"كار فرهنگي در جمهوري اسلامي اصلاً شناخته شده نيست."
جمهوری اسلامی یعنی چی؟!!
عجله ای بود دیگه !
خداحافظ تا بعد.....
نام:م - زیرخاکی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۰۶:۴۷
سلام بر برادر ملتجی
بر خلاف نوشته های فبلیتون این یکی قابل استفاده برای هیئت داری و جلسات مذهبی هم بود.
با توجه به خلا موجود این فضا را ادامه بدین.
یا مهدی
نام:علی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۰:۵۸:۴۳
به پیشنهاد یکی از دوستان به سایتتون مراجعه کردم برای پروژه فر هنگی.
خوب بود و قابل استفاده چون گفته هاتون نزدیک به اجرا بود نه صرفا تئوری.
امیدوارم ادامه پیدا کنه و موفق باشید.
نام:صادق امیری | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۰:۵۶:۰۱
بنام خدا
کار سختی است هماهنگی و سر خط کردن همه دستگاهها و نهادها .بخصوص که هر کدام ساز خود را می زنند و حرف همدیگر را هم گوش نمی کنند.باید همه تابع باشند تا یک ایده اجرا شود.البته بعضی ها هم از سر دغدغه و دلسوزی می خواهند کاری بکنند که این تازه می شود مساله جدید و کار پیچیده تر می شود.
شما برای عملی شدن این کار چه ایده ای دارید؟
نام:سعادت | دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۶:۱۱
با سلام و با تشکر از اطلاع رسانی شما دوست محترم جهت مطالعه مطالب جدید /هر حرکتی در جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است.فرهنگ یک سیستم است ومهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد. اولین بار مهندسی فرهنگی توسط آقای خامنه ای در سال 81 در شورای عالی فرهنگی طرح شد و ایشان شورای عالی انقلاب فرهنگی را اتاق فرمان فرهنگی کشور اعلام کردند. برای کسب اطلاع در این موضوع به ماهنامه "مهندسی فرهنگی"مراجعه نمایید.جالب این که در شماره 37-38 این ماهنامه یک مقاله با عنوان "تبیین جایگاه رسانه ملی در ساختار مهندسی فرهنگی کشور" دارد.
نام:خیلی آشنا | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۷:۵۸:۱۲
سلام بر شما
به ذهنم رسید که از این مدل بحثها اگه در تلویزیون بشه خیلی خوبه.چون ذایقه مردم را با بحثهای فرهنگی نزدیک می کنه.البته اگه بشه موردی و مصداقی حرف زد خوبه...
اما وقتی یاد شبکه پنج می افتم...!
نام:احمد موسوی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۳۳:۲۴
سلام اقا وحید
منتظر قسمت دوم هستیم
یا علی
نام:دوست قدیمی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۸:۵۹
ای بابا کجای کارید...فکر می کنید این حرفها خریداری هم داره؟ واقعا به گوش کی می رسه...
نام:محلاتی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۷:۵۳
بنام خدا
اینکه شما تعریفی از کار فرهنگی ارایه داده اید خیلی جالب بود.من تا حالا این را ندیده بودم.بهتر نیست مقالات دیگر در رابطه با این موضوع را هم بیاورید تا همه در کنار هم موضوع را بهتر طرح کند؟
به هر حال از مطلبتون استفاده کردم
نام:سهیلا قاسمی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۶:۳۲
در مورد طرح حجاب و عفاف هم نظرتونو بنویسید و اینکه با این مدل کارها و راهپیمایی میشه کاری کرد؟ممنون از مطالبتون
نام:م محمدی نسب | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۴۹:۱۰
سلام
با تشکر از دوستان.همانطوری که در پایان متن امده ،بخش پایانی بحث در پست بعدی میاد و امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.مهندسی فرهنگی مبحث پیچیده ای است و اینجا فقط طرح بحث شده.امیدوارم دیگران پیگیری کنن و به عنوان مطالبه عمومی در بیاید.
نام:وحید ملتجی | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۴۵:۵۳
سلام
با تشکر از شما.فکر می کنم در این بحث تعریفی از مهندسی فرهنگی ارایه نشده بود.اما در کل این مدل مباحث اگه طرح بشه خیلی خوبه و اثرات مثبت داره.دوستان هم اگه بتونن همدیگه را روی این بحثها فعال کنن
موفق باشید و سربلند
نام:موسوی | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۳۹:۱۳
با سلام و تشکر از جلستون،به امید روزی که این مباحث خیلی جدی تر در جامعه طرح بشه و تبدیل به کار ویژه مسولین امر شود
نام:ن.م | پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱۰:۵۸:۲۱
با سلام و تشکر از جلستون،به امید روزی که این مباحث خیلی جدی تر در جامعه طرح بشه و تبدیل به کار ویژه مسولین امر شود
نام:ن.م | پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱۰:۵۸:۲۰
سلام برمادرهستی حضرت زهرا(س)
به بحث خوبی اشاره کردیدولی نظردادن دراین موارد کمی کارسختی است.کارفرهنگی درتعریف بسیارکوتاه کاری که انسان رابه خدابرساندومهندسی فرهنگی نگاه حرفه ای تربراین قضیه ونزدیک شدن به این راه.ولی متآسفانه درکشورمابه فرهنگ نگاهی خیلی سطحی وبسنده دارندوتمام این ابزارها.سازمانهاوارگانهایی که شماذکر کردیددرحدی که فقط کاری وهزینه ای کرده باشنداست امیدوارم هرچه زودترکارگروهایی درخصوص این کاردرکل کشورایجادشودوبتوانیم به منویات ودستورات رهبری درزمینه کارفرهنگی صورت عمل بدهیم.دراخرتشکرویژه ازشماکه باطرح این مباحث که دارددرحدشعاردرجامعه مطرح میشودتلنگری برای خیلی افرادوسازمانها هست.یارفیق...
salam be nazare man neveshteye shoma az masaele asasi va morede niyaze roze gharche farhang hamishe dar ghorbat bode va hast
movagh va piroz bashid va engone mabahes ra bishtar tarh konid har chand baraye baziha khoshayand nabashad
سلام. خوب بود.دستتون درد نکنه.مرسیییییییییی
نام:صنم | پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۰ | ۱۴:۲۶:۳۶سلام بر همه دوستان از لطفتان ممنونم و از اینکه این پست طولانی معذرت.امیدوارم تذکارتان در ادامه مسیر روشنگر راه باشد و چراغی را در هزارتوی راه فرهنگ و دینمان روشن نگاه دارد. با سپاس از همه دوستان به ویژه:احمد رضا/امیری/موسوی نسب/علی هادی/تسلیمی/قاسمی/محلاتی/خیلی اشنا/سعادت/پناهی/علی و...
نام:وحید ملتجی | يكشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۴۲:۳۱سلام تنها راه آزادی ازاین زندان ها ، نور" آگاهی " است ونیروی " ایمان " .آگاهی " واقعیت شناسی " است وایمان "حقیت پرستی" .نخستین ،شناخت میدهدودومین حرکت . آمیزه ای ازاین دو است که تکامل ونجات رابرای آدمی تامین می تواند کرد. واما هنر: وجد عارفانه وشادی آفرینش هنری رایکی می داند : "هنرهمانند مذهب آنچه راکه به زبان نمی آید ودروصف نمی گنجد بیان می کند". دکترعلی شریعتی
نام:علی هادی | شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۴۲:۴۹سلام / وحیدم ، همه ی حرفات درست ، ولی کو گوش شنوا و کجاست آدمای این کاره ...خیلی موضوع کار فرهنگی مظلوم که هر ننه قمری دم از اون میزنه !!!
نام:مسعود پناهی اصفهانی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۸:۴۶:۳۳سلام آقا وحید در مورد بحث"مهندسی فرهنگی چیست و کیلویی چند است؟" از این جمله تون خوشم اومد: "نسل جديد شما ميآيند و نسل قديم شما ميروند!" یه ایراد بنی اسرائیلی: "كار فرهنگي در جمهوري اسلامي اصلاً شناخته شده نيست." جمهوری اسلامی یعنی چی؟!! عجله ای بود دیگه ! خداحافظ تا بعد.....
نام:م - زیرخاکی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۰۶:۴۷سلام بر برادر ملتجی بر خلاف نوشته های فبلیتون این یکی قابل استفاده برای هیئت داری و جلسات مذهبی هم بود. با توجه به خلا موجود این فضا را ادامه بدین. یا مهدی
نام:علی | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۰:۵۸:۴۳به پیشنهاد یکی از دوستان به سایتتون مراجعه کردم برای پروژه فر هنگی. خوب بود و قابل استفاده چون گفته هاتون نزدیک به اجرا بود نه صرفا تئوری. امیدوارم ادامه پیدا کنه و موفق باشید.
نام:صادق امیری | چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۰:۵۶:۰۱بنام خدا کار سختی است هماهنگی و سر خط کردن همه دستگاهها و نهادها .بخصوص که هر کدام ساز خود را می زنند و حرف همدیگر را هم گوش نمی کنند.باید همه تابع باشند تا یک ایده اجرا شود.البته بعضی ها هم از سر دغدغه و دلسوزی می خواهند کاری بکنند که این تازه می شود مساله جدید و کار پیچیده تر می شود. شما برای عملی شدن این کار چه ایده ای دارید؟
نام:سعادت | دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۶:۱۱با سلام و با تشکر از اطلاع رسانی شما دوست محترم جهت مطالعه مطالب جدید /هر حرکتی در جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است.فرهنگ یک سیستم است ومهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد. اولین بار مهندسی فرهنگی توسط آقای خامنه ای در سال 81 در شورای عالی فرهنگی طرح شد و ایشان شورای عالی انقلاب فرهنگی را اتاق فرمان فرهنگی کشور اعلام کردند. برای کسب اطلاع در این موضوع به ماهنامه "مهندسی فرهنگی"مراجعه نمایید.جالب این که در شماره 37-38 این ماهنامه یک مقاله با عنوان "تبیین جایگاه رسانه ملی در ساختار مهندسی فرهنگی کشور" دارد.
نام:خیلی آشنا | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۷:۵۸:۱۲سلام بر شما به ذهنم رسید که از این مدل بحثها اگه در تلویزیون بشه خیلی خوبه.چون ذایقه مردم را با بحثهای فرهنگی نزدیک می کنه.البته اگه بشه موردی و مصداقی حرف زد خوبه... اما وقتی یاد شبکه پنج می افتم...!
نام:احمد موسوی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۳۳:۲۴سلام اقا وحید منتظر قسمت دوم هستیم یا علی
نام:دوست قدیمی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۸:۵۹ای بابا کجای کارید...فکر می کنید این حرفها خریداری هم داره؟ واقعا به گوش کی می رسه...
نام:محلاتی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۷:۵۳بنام خدا اینکه شما تعریفی از کار فرهنگی ارایه داده اید خیلی جالب بود.من تا حالا این را ندیده بودم.بهتر نیست مقالات دیگر در رابطه با این موضوع را هم بیاورید تا همه در کنار هم موضوع را بهتر طرح کند؟ به هر حال از مطلبتون استفاده کردم
نام:سهیلا قاسمی | شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۰:۲۶:۳۲در مورد طرح حجاب و عفاف هم نظرتونو بنویسید و اینکه با این مدل کارها و راهپیمایی میشه کاری کرد؟ممنون از مطالبتون
نام:م محمدی نسب | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۴۹:۱۰سلام با تشکر از دوستان.همانطوری که در پایان متن امده ،بخش پایانی بحث در پست بعدی میاد و امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره.مهندسی فرهنگی مبحث پیچیده ای است و اینجا فقط طرح بحث شده.امیدوارم دیگران پیگیری کنن و به عنوان مطالبه عمومی در بیاید.
نام:وحید ملتجی | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۴۵:۵۳سلام با تشکر از شما.فکر می کنم در این بحث تعریفی از مهندسی فرهنگی ارایه نشده بود.اما در کل این مدل مباحث اگه طرح بشه خیلی خوبه و اثرات مثبت داره.دوستان هم اگه بتونن همدیگه را روی این بحثها فعال کنن موفق باشید و سربلند
نام:موسوی | جمعه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۶:۳۹:۱۳با سلام و تشکر از جلستون،به امید روزی که این مباحث خیلی جدی تر در جامعه طرح بشه و تبدیل به کار ویژه مسولین امر شود
نام:ن.م | پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱۰:۵۸:۲۱با سلام و تشکر از جلستون،به امید روزی که این مباحث خیلی جدی تر در جامعه طرح بشه و تبدیل به کار ویژه مسولین امر شود
نام:ن.م | پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱۰:۵۸:۲۰سلام برمادرهستی حضرت زهرا(س) به بحث خوبی اشاره کردیدولی نظردادن دراین موارد کمی کارسختی است.کارفرهنگی درتعریف بسیارکوتاه کاری که انسان رابه خدابرساندومهندسی فرهنگی نگاه حرفه ای تربراین قضیه ونزدیک شدن به این راه.ولی متآسفانه درکشورمابه فرهنگ نگاهی خیلی سطحی وبسنده دارندوتمام این ابزارها.سازمانهاوارگانهایی که شماذکر کردیددرحدی که فقط کاری وهزینه ای کرده باشنداست امیدوارم هرچه زودترکارگروهایی درخصوص این کاردرکل کشورایجادشودوبتوانیم به منویات ودستورات رهبری درزمینه کارفرهنگی صورت عمل بدهیم.دراخرتشکرویژه ازشماکه باطرح این مباحث که دارددرحدشعاردرجامعه مطرح میشودتلنگری برای خیلی افرادوسازمانها هست.یارفیق...
نام:احمدرضا | چهارشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۲۰:۲۷:۰۳salam be nazare man neveshteye shoma az masaele asasi va morede niyaze roze gharche farhang hamishe dar ghorbat bode va hast movagh va piroz bashid va engone mabahes ra bishtar tarh konid har chand baraye baziha khoshayand nabashad
نام:ali taslimi | چهارشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱:۲۹:۱۹سلام اقای ملتجی با تشکر از مطلبتون.ایا ادامه داره؟
نام: | سه شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ | ۱۰:۴۹:۳۰